X
تبلیغات
رایتل

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

 

فرفره نداشتیم.  

بچه‌های کدخدا داشتند اما همبازی ما نبودند که دست ما بدهند.  

مسعود و مجید نقشه‌اش را کشیدند و مصطفی بند و بساطش را جور کرد.
ما که فرفره‌دار شدیم، لبخند نشست روی لبهای بابابزرگ. گفت: «دیدید می‌شود، می‌توانید!»
از ترس بچه‌های کدخدا، داخل خانه فرفره بازی می‌کردیم. مبادا ببینند و به تریج قبایشان بربخورد. اما خبرها زود...



تاریخ : جمعه 28 فروردین‌ماه سال 1394 | 09:38 | چاپ | نویسنده: روح الامین | نظرات (0) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.