هدف جبههی دشمنان شما، نقطهی مقابل هدف شما است. شما که در انتخابات شرکت میکنید، دنبال یک فرد اصلحی میگردید که بتواند کشورتان را با همین سرعت، بلکه بیش از این، پیش ببرد؛ هم در عرصهی مادی، هم در عرصهی معنوی. شما دنبال انتخاباتید، برای اینکه کسی یا کسانی، دولتی، رئیس جمهوری بتواند عزت شما را بالا ببرد، استقلال شما را عمیقتر کند، وضع زندگی شما را بهتر و مرفهتر کند، گرهها را باز کند، امید و شور و شوقی در کشور بهوجود آورد؛ اما دشمن شما درست بعکس، مایل است انتخاباتی انجام بگیرد - حالا که بنا است انجام بگیرد؛ البته اگر میتوانستند کاری کنند که انتخابات انجام نگیرد، آن کار را میکردند؛ اما حالا که بالاخره چارهای ندارند و انتخابات انجام خواهد گرفت - که برای آیندهی کشور این محسّنات را نداشته باشد؛ بلکه کشور را به سمت وابستگی، به سمت ضعف، به سمت عقبماندگی در صحنههای گوناگون حرکت دهد؛ کشور را به عقب بکشاند، به عقب براند؛ آنها هدفشان این است. پس دو تا هدف در مقابل هم قرار دارد: هدف ملت ایران، هدف جبههی دشمنان.مقصود دشمن چگونه حاصل میشود؟ مقصود دشمن با این حاصل میشود که انتخابات اولاً سرد برگزار شود؛ مردم بیرغبت باشند، عدهی کمی شرکت کنند، یک عدهای بگویند: آقا چرا شرکت کنیم؟ فایدهاش چیست؟ ما نمیخواهیم بیائیم. اینها دشمن را خوشحال میکند. ثانیاً نتیجهای که از صندوقها بیرون میآید، نتیجهای باشد که دولت را، به تبع دولت، ملت را به سمت وابستگی بیشتر، به سمت تبعیت بیشتر، به سمت قرار گرفتن در سیاستهای دشمنان قرار دهد؛ دشمن این را میخواهد.پس ببینید، صحنه روشن است؛ معلوم است شما چه میخواهید، معلوم است دشمن چه میخواهد. حالا آن مطلب دوم که چگونه اصلح را پیدا کنیم و مشخصات یک انسانی که اصلح از دیگران است، چیست، نکاتی در این زمینه وجود دارد که انشاءاللّه اگر بنده عمری داشتم، در آینده تا قبل از روز انتخابات عرض خواهم کرد.۱۳۹۲/۰۲/۲۵ر
میدل ایست آنلاین:
اگر انتخابات ایران به مواجهه کاخ نشینان با زاغهنشینان بدل شود روحانی میبازد
وبگاه «میدل ایست آنلاین» در گزارشی به قلم «گرث اسمیت» خبرنگار «امور ایران» نشریه «فایننشال تایمز» انگلیس با مضمون انتخابات ریاست جمهوری نوشت: انتخابات ایران عرصه رقابت بین فقرا با اغنیا است و اگر انتخابات به صحنه رویارویی «زاغهنشینان» برابر «کاخنشینان» مبدل شود، «حسن روحانی» رقابت را واگذار میکند.
نویسنده در ابتدای این گزارش عنوان داشت: در نخستین مناظره تلویزیونی که با حضور شش نامزد انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، «حجتالاسلام ابراهیم رئیسی» وعده داد که یارانه کمدرآمدترین افراد جامعه را سه برابر نماید. این
در حالی است که «محمدباقر قالیباف» شهردار تهران نیز خود را نامزد 96 درصدیها اعلام کرده و وعده پرداخت دویست و پنجاه هزار تومان به بیکاران بالای هجده سال را داده است.
بر اساس این گزارش، حجتالاسلام رئیسی و محمدباقر قالیباف دو چالش اصلی اردوگاه اصولگرایان برابر حسن روحانی هستند. این دو از نارضایتیهای حاصل از ادعاهای اقتصادی دولت روحانی بعد از رفع تحریمهای بینالمللی بهرهبرداری میکنند.
...گرث اسمیت با اشاره به برخی نظرسنجیهای صورت گرفته و رویکردهای مختلف در اداره اقتصادی کشور چون ورود سرمایههای خارجی و تاکید بر لزوم تلفیق اقتصاد مقاومتی با سرمایهگذاری خارجی بر زیرساختهای انرژی نوشت: روحانی برای برنده شدن در دور دوم انتخابات باید به جای بحث با رقبا درباره بهترین مدیریت کشور و عمل به قولهای داده شده به فکر بیان توسعه روابط خارجی کشورش با دیگران باشد.
حادثهای تلخ در بطن شهریورماه شکل میگیرد. از تمام زاویههای شقاوت، بوی تند توطئه و مرگ میوزد. ابلیس، بر تلّ اذهان پوسیده و غبار گرفته میخندد. بالهای آتش گرفته میوزند، میبارند، از ابرهای مشتعل، از شعلههای نفرت و کینه. همهجا پر میشود از بوی بالهای سوخته.
هوا، بوی سوختگی میدهد.
هوا تاول میزند. هوا در شعلههای کینه میسوزد و بادها، بوی پروازها را خواهند وزید... .
حادثهای شوم، ذهن تاریخ را میآشوبد.
نفس ثانیهها بند میآید.
در جام جان زمان، شوکران مرگ سرازیر میشود. فاجعه متولّد میشود.
دستان ابلیس خونآلود است.
دو پروانه در آتش عشق میسوزند؛ در آتشی که شعلهور است از کینه ابلیسیان.
«باهنر» و «رجایی»، اسطورههای بینظیر عشق، دو واژه نامآشنای تاریخ. یک جفت پروانه عاشق رها شده از پیله تعلقات دنیا، محو جمال دوست، به آسمان قد میکشند.
از «رجایی» میگویم، همان معلّم ساده و مهربان که اندیشیدن را میآموزد. او که شهرت و محبوبیت، ذرهای از تواضع و فروتنیاش نکاست.
شمعی که در اندیشه عشق به خدا، ذرهذره سوخت.
پروانهای که در طواف عاشقانهاش گرد روشنایی شعله عشق و معرفت، به عروجی سرخ رسید.
و «باهنر» هنرمند عرصه شهادت بود که «شهادت هنر مردان خداست»!
به نام حضرت دوست
در حقیقت با انتشار اسناد محرمانه آن روزها به درستی می توان دریافت که حقیقت کودتا و یا براندازی، حداکثر یکماه و نیم پس از روی کارآمدن دکتر مصدق در دستور کار انگلیس و در نهایت آمریکا قرار گرفت و این عملیات آن نبود که در طی دو یا سه و یا شش ماه به انجام برسد بلکه از همان روزی که دکتر مصدق و مجلس شانزدهم شروع به کار کرد عملاً برنامه های مزورانه دول غربی یکی پس از دیگری منجر به شکست می شد و طی مفاهیم وجود آنها تنها راه نجات از مخمصه ایران را سقوط دولت مصدق و شروع برنامه های خود توسط دولت دست نشانده اجنبی می دانستند
ادامه مطلب ...