ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 |
پروردگارا! من با گرایش و دلبستگی بسیار آهنگ تو کرده و با امیدی استوار به درگاهت روی آورده ام، و دریافتم که هر چه از تو فراوان بخواهم در برابر توانگریت ناچیز است، و هرچه افزون تر بخشش بخواهم، باز هم در برابر فراخی بخشایشت کوچک است و این که بزرگواری تو از درخواست هیچ نیازمندی به تنگنا در نمی افتد و دست بخشندگی تو برتر از هر دست دیگرست.
من نخستین روی آورنده ای نیستم که به سوی تو روی آورده و سزاوار باز داشتن بوده و تو او را بخشیده ای. من نخستین کسی نیستم که سزاوار نومیدی از درگاه تو بوده و دست نیاز به سویت دراز نموده و تو او را نومید نساخته و به او نیکی کرده ای .
ای پروردگار من! همانا به من رنجی رسیده که سنگینی آن مرا در هم شکسته است و به رنجی دچار شده ام که نمی توانم آن را بر خود هموار سازم. پروردگارا! پس بر محمد و آل محمد درود فرست، و نیازم را برآورده ساز و امید مرا از خود مبر و پیوندم را از خود مگسل و به زاری هایم مهربان باش و آوایم را بشنو.
پروردگارا! به جای ستمی که بر من روا داشته اند، تو بخشایشت را بر من ارزانی دار و به جای بد رفتاری ها، بخشایشت را به من بده که هر ناپسندی در برابر خشم تو اندک است و هر اندوهی در برابر خشم تو آسان.
پروردگارا! به هیچ کس جز تو گلایه نمی کنم و از هیچ داوری جز تو یاری نمی خواهم. پروردگارا! مرا به ناامیدی از دادگری خود میازمای و آن را که به من ستم می ورزد، به آسودگی از نادانی به کیفر خویش میازمای تا اینکه در ستم بر من پای فشرده و بر بهره و پاداش من دست درازی نماید و بزودی آن هشدار کیفری که به ستمکاران داده ای به او بنمایان و آن نوید برآوردن نیایش بیچارگان را درباره من نیز به کار بر.
پروردگارا! اگر نیکی و خیر من نزد تو در آن است که در گرفتن بهره و کینه ام در به کیفر رساندن کسی که بر من ستم روا داشته تا روز رستاخیز واپس گذاشته و درنگ شود، روزی که راستی از نادرستی جدا گردد و دشمنان برای داوری در یک جای گرد می آیند، پس بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا به اندیشه و آهنگی درست و نیکو و شکیبایی همیشگی یاری فرما، و از خواهش های نکوهیده و آز آزمندان پناهم ده و در دلم نمونه پاداش نیکی که برایم در آن جهان اندوخته و کیفر و شکنجه ای را که برای دشمنم آماده ساخته ای بنگار و آن را ابزار خشنودی من به آنچه فرمان داده و استواری مرا به آنچه برگزیده ای پایدار کن.
پروردگارا! مرا کامروا گردان به پذیرفتن هر آنچه که به سود یا زیان من فرمان داده ای، و خرسندم گردان به هرآنچه که به من داده یا ازمن ستانده ای و به درست ترین راه ها راهنمایی ام نمای و به آنچه تندرست ترین است بگمار.
پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و برای من در گشایش و فراخی را بگشای، و به نیروی سترگ خود درشتناکی سپاه غم و اندوه را در من بشکن و در آنچه از آن گلایه مندم، به خوشبینی به من ارزانی دار و به من شیرینی آفرینشت را در آنچه درخواست کرده ام، بچشان و برای من از نزدت راه رهایی پدید آور.
پروردگارا! آنچه از پیشامدها و ناگواری ها به من رسیده، سینه ام تنگ و دلم پر از اندوه است و تنها تویی که می توانی به من آنچه از اندوه ها رسیده، از میان برداری و آنچه که بدان گرفتارم، بزدایی. پس مرا از آن رنج برهان، اگرچه شایسته ی آن نباشم.
پروردگارا! بر محمد و آل محمد درود فرست و به بزرگواری خود با من به نیکی رفتار کن، همان گونه که درخور توست نه آن گونه که شایسته من است، ای مهربان ترین...
...آمین...
برگرفته از: «صحیفه سجادیه»
کاش قدر بدانیم
«به درستی که ما در شب قدر، قرآن را فرو فرستادیم»آری، این فرو فرستادنی است عظیم و سپردنی است بزرگ! وقتی اساسنامه معبود بر حیات بندگان ابلاغ میشود؛ آنگاه که آئیننامه زندگی در ساحت اسلام اعلام میشود و شبی که قانون اساسی عُبودیت، در خلوتی محض میان رب و بنده، وضع شود، قدر تجلی مییابد و به درستی که قدر، مجال ادراک فضیلت است و فرصت تحصیل نور! باشد که آن را قدر بدانیم!
کسی چه میداند
«و چه میدانند که قدر چیست»کسی چه میداند در پس این شب عمیق، چه روشنایی لمیزلی ساطع است؟! کسی چه میفهمد روزنههای بالغی را که از سقف این شب بینظیر قد کشیدهاند؟! کسی چه میبیند احوال متعالی کاینات را در پس این انزال روحانی و سپس مدهوشی خلایق را در شوق ورود کلاماللّه بر عرصه جهان
برتر از هزار ماه
«این شب از هزار شب، گرانقدرتر است»
فرصتی است مساوی غروب امشب تا طلوع صبح فردا؛ مثل تمام شبهای دیگر. ولی این طلوع کجا و آن طلوعها؟! صبح فردا، صبح رویش زمین در مضمون وحی است؛ صبح شکوفایی لهجه ملکوت در زبان خاک؛ پس ارزش این شب، بالاتر از هزار برابر دیگر شبهاست. و خوب میدانی که در محاسبه خالق، اسراری فراتر از فهم مخلوق، جریان دارد. پس سکوت، زیباترین نشانه معرفت خواهد بود
سلام بر همه فضایل
شب حلول ملائکه است و روح، به اذن پروردگاری که بشر را به مقصد تکامل آفرید و جهت داد. ربی که عرصه ربوبیتِ خود را عمومیت بخشید تا راه بندگی بر همگان گسترده بماند. و سلام بر همه فضایل تا طلوعی که در بهشت به تماشایش خواهیم نشست.