-
یه روز یه ترک و یه رشتی و یه اصفهانی ...
دوشنبه 22 اسفندماه سال 1390 10:35
یه روز یه ترک بود... اسمش ستار خان بود، شاید هم باقر خان. شجاع بود و نترس. در دوران استبداد که نفس کشیدن هم جرم بود ، با کمک دیگر مبارزان ترک، در برابر دیکتاتوری ایستاد او برای مردم ایران ، آزادی می خواست و در این راه ، زیست و مبارزه کرد و به تاریخ پیوست تا فرزندان این ملک ، طعم آزادی و مردمسالاری و رهایی از استبداد...
-
نامه یک دانشجو به ...
یکشنبه 21 اسفندماه سال 1390 13:04
آقای اصغر فرهادی شما که «جدایی نادر از سیمین» را ساختید و اسکار هم گرفتید ،مبارک تان باشد!ولی من هم چند کلمه ای با شما حرف دارم برادر اصغر!اینجا بعضی ها می گویند شما به قصد اعتراض و دشمنی با آرمانهای ملت این فیلم را ساخته اید و برخی هم می گویند شما بهترین فیلم سینما ایران را ساخته اید. ولی من با این حرفها کاری ندارم...
-
یا مهدی (عج) بیا
شنبه 20 اسفندماه سال 1390 11:18
پروانه می گفت... من گلهای زیادی را دیده ام... من گل لاله را می شناسم. گل نسترن را دیده ام. با شقایق دوست بوده ام. با مریم و سوسن و ... هم نشین شده ام. اما بارها و بارها، به تمامی آنها گفته ام که هیچ کدامشان برای من، گل نرگس نمی شوند. من عاشق دیوانه گل نرگس ام. این را دیگر، همه گل های سرزمین من - همه گلهایی که مرا می...
-
عشق یعنی مهدی فاطمه (س)
چهارشنبه 17 اسفندماه سال 1390 11:19
سلام دوستان عزیزم بدلیل اینکه تا دور روز آینده امکان به روز شدن نیست از امروز به پیشواز رو امام عصر میروم یا صاحب الزمان(عج) ادرکنی عشق یعنی راه رفتن تا سحر عشق یعنی گریه های بی ثمر عشق یعنی لحظه های بی کسی عشق یعنی دوری و دلواپسی عشق یعنی دوری از زیباترین غربت مطلق به روی این زمین عشق یعنی دستهای باز تو عشق یعنی با...
-
جدایی نادر از سیمین یا ...
سهشنبه 16 اسفندماه سال 1390 14:23
برخی معتقدند که نباید موضوع را سیاسی نمود، اما اولین مسئله این است که اگر امریکا نگرشی سیاسی نسبت به این فیلم ندارد چرا خانم ویکتوریا نولند سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا به اصغر فرهادی بطور رسمی تبریک می گوید!؟ چه ارتباطی میان وزارت امور خارجه امریکا، نهادی صرفا سیاسی با سینماست!؟ (اختصاصی) در هشتاد و چهارمین دوره...
-
مرد بارانی من بیا
شنبه 13 اسفندماه سال 1390 09:25
دیروز مردم کشورم بار دیگر حماسه ای حسینی آفریدند . آقا ببین چه مردمان پاک و در صحنه ای داریم .به خاطر این مردم چشم انتظار بیا . آقا و مولای من می خواهم از توبنویسم .باقلمی از جنس آسمان.اما بغض می کند،خودکارم را می گویم . بعد انگار که ساعت ها باریده باشد دفترم خیس خیس می شود .و من چون کودکی که ساعت ها زیر باران منتظر...
-
سخنی با نامزدهای انتخابات
دوشنبه 1 اسفندماه سال 1390 08:50
یک: از منظر نفر پنجم از چهار نفر! یک/ ۱: صرف اینکه به کسی یا کسانی پول، غذا یا هر چیز دیگری بدهید، دلیل بر این نمی شود که ایشان حتما به شما یا لیست شما رای بدهند، چرا که در فتنه سال هشتاد و اشک، یکی از نامزدهای پرتبلیغ و پرخرج زد و از چهار نفر، پنجم شد! به عنوان مثال این نامزد که لابد معرف حضور همگان هست، گاهی به تمام...
-
آقای من بیا...
پنجشنبه 27 بهمنماه سال 1390 11:53
آقای من! مولای غریب و تنهای من! پدر مهربان اهل عالم! می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند. من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام. … از آنانی...
-
آیا بیحجابی؛ آزادی است؟
چهارشنبه 26 بهمنماه سال 1390 13:45
روی سخنم با شماست که میگی بیحجابی آزادیه، حجاب محدودیته، حجاب اجباره، بیحجابی یعنی آزادی اندیشه ... تا حالا یه دفعه به اینا عمیقا فکر کردی؟ یا چون مدام داری دیگران رو به بیفکری متهم میکنی فرصت نکردی فکر کنی؟ میخوام ازت بپرسم : بیحجابی؛ آزادی از چی؟ آزادی در چی؟ آزادی برای چی؟ همراهان گرامی ممنون میشیم اگر...
-
مخ زنی
دوشنبه 24 بهمنماه سال 1390 11:32
سکوت داخل تاکسی حاکم بود گزارشگر رادیو خانواده ؛از سالن دادگاه گزارش می داد گزارش دختر کم سن و سالی رو که میخواس زن دوم آقایی بشه که یه فرزند داره گزارشگر: چرا با این مرد میخوای ازدواج کنی؟ دختر: باهم حرف زده ایم این آقا از دردهاش برام گفته زنش نتونسته به او و فرزندش محبت کنه و... (صدای گریه و ناله زنی هم می اومد که...
-
خنده دار ترین ها!!!
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 09:54
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت...
-
امام زمان و ساندیس
پنجشنبه 20 بهمنماه سال 1390 09:50
صبرم از کاسه دگر لبریز است اگر این جمعه نیاید چه کنم! آنقدر من خجل از کار خودم اگر این جمعه بیاید چه کنم؟! یکی از دوستان در قسمت نظرات پستهای قبلی نوشته بود ساندیس خور ... میخواستم دعوتش کنم ۲۲ بهمن حتما تشریف بیارن چون ساندیس میدن... شنبه، با برو بچه می رویم راهپیمایی ُ یکی از بچه ها میگفت 22 بهمن نوشابه و ساندویچ...
-
بدون شرح
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1390 11:44
-
دلم برایش تنگ می شود
دوشنبه 17 بهمنماه سال 1390 12:23
امروز مولایتان را دیدم، چقدر زیبا بود! نمی دانم چرا با یک نگاه، با همان نگاه اول، عاشقش شدم. مولای شما، همانیست که ما ماههاست در میدانهای قیاممان به دنبالش میگردیم. مولای شما، همانیست که سال هاست آرزویش را داشتیم. مولای شما، چقدر خوب میفهمد، چقدر خوب صحبت میکند، چقدر خوب نگاه میکند. مولای شما، همان حرفی را...
-
افتخار
یکشنبه 16 بهمنماه سال 1390 08:48
وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقه می زدن و شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن ؛ آروم تو گوشم گفتی: «مواظب وقار و متانت ات باش عزیزم ا ونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیز خورده بود و موهام دیده می شد...
-
تبریک و نهنیت
پنجشنبه 13 بهمنماه سال 1390 08:10
امروز، خورشید مهربان تر از همیشه بیدار می شود. روز از شانه های تو آغاز می شود تا جهان، بزرگی ات را ببیند؛ چون بزرگی ابراهیم خلیل علیه السلام در برابر بتانی که فرو ریختند. ملکوت را در دست هایت به تماشا می گذارند تا رسولان بی رسالت دنیازده، بهشت را پیچیده در قنوتت به تماشا بنشینند. جهان، خلاصه ای از لبخند توست که امامتت...
-
تسلیت باد این غم جانکاه
چهارشنبه 12 بهمنماه سال 1390 08:29
سامرا؛ بهشت ویران. سامرا؛ غم غربتِ غم یار. سامرا؛ سند مظلومیت شیعه. سامرا؛ حدیث غربت. سامرا؛ زخمی بر دل (قلب) شیعه. سامرا؛ بقیع دوم. سامرا؛ حدیث غمبار شیعه. سامرا؛ در قلب هر شیعه. سامرا؛ میراث دار بقیع. خرابی سامرا تا کی؟ نگذاریم ویرانی سامرا چون بقیع، عادتمان شود. شعرها، از عاقبت به خیری خود می گویند که یازدهمین عطر...
-
اسلام فروشی
سهشنبه 11 بهمنماه سال 1390 10:14
مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد! می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی... گذشت و به مقصد رسیدیم ....
-
آخر الزمان
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1390 12:13
روزی پیامبر اکرم (صلوات الله علیه و آله) به بعضی از کودکان نگاه کرد و فرمود: «وای بر فرزندان آخرالزمان از روش ناپسند پدرانشان!» گفتند: «یا رسولالله! از پدران مشرک آنان؟» فرمود: نه! از پدران مسلمان که به فرزندان خود، هیچیک از احکام دینی را نمیآموزند و اگر فرزندان نیز در پی فراگیری (از معلمان و مربیان شایسته) برآیند،...
-
خانومتونو ببینم ؟
چهارشنبه 5 بهمنماه سال 1390 08:20
جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت : ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟ مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد...
-
شهادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت تسلیت باد
دوشنبه 3 بهمنماه سال 1390 12:52
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟ بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
-
یا امام حسن مجتبی (ع) ادرکنی
شنبه 1 بهمنماه سال 1390 12:32
به نام رب جلیل گفتی وفادار به اندازه انگشتان یک دست می داشتی از در صلح با معاویه در نمی آمدی چه زخم ها داشته ای از تیغ دشمنان طعنه یاران دست به سفره و مشت بر پیشانی تا سبوی آبی که همسرت برای رفع عطش با زهر هلاهل در گلویت جاری ساخت شاید کسی جز حسین تنهاییت را درک نکرد نمی دانم آنگاه که بر دوش ها می رفتی کسی به چشم های...
-
غروب جمعه
پنجشنبه 29 دیماه سال 1390 08:52
غروب جمعه شد و باد ایستاده بیایی که فرش پای تو باشد اگر پیاده بیایی و آب سینه سپر کرده بر عناصر دیگر که روی شانه ی خیسش قدم نهاده بیایی و جمعه هاست جدل می کنند یکسره باهم ز راه چشم ز دل از کدام جاده بیایی بخوانمت به همین واژه های الکن و خیسم ببینمت به همین لحن صاف و ساده بیایی غروب جمعه شد و کفش هام جفت شدند و دلم...
-
محمد نوری زاده
چهارشنبه 28 دیماه سال 1390 13:27
من قصد ندارم در این مطلب مثل بعضی دوستان از محمد نوری زاد گلایه کنم، یا به سوابقش در کیهان و روایت فتح اشاره کنم و ایراد بگیرم که چرا تغییر کردی و چرا دست از عقاید سابقت برداشتی؟ چون اصلا مهم نیست. تغییر و تحول جزو خصوصیات آدمیزاد است. کل تاریخ صحنهی همین تغییر و تحول آدمهاست. تغییر آدمهای بزرگی که نوریزاد در...
-
اظهار نظرهای پاچ لیسان صهیونیزم
سهشنبه 27 دیماه سال 1390 14:16
سخنان هنجار شکن و توهین آمیز عماد افروغ در برنامه پارک ملت نسبت به ولایت مطلقه فقیه باعث تعجب بیش از پیش ولایت مداران گردید و بر همگان است تا با نشان دادن اعتراض خود به انحاء مختلف مانع هتک حرمت های این چنینی در رسانه ملی نسبت به مقدس ترین پاییه این انقلاب یعنی ولایت فقیه شوند و نسبت به روشنگری در این رابطه اقدام...
-
تنگه هرمز
یکشنبه 25 دیماه سال 1390 11:11
گزارش رویترز از نزدیک شدن قایقهای تندروی ایرانی به کشتیهای آمریکایی در تنگه هرمز . خبرگزاری رویترز گزارش داد: قایقهای تندروی نیروی نظامی ایران در هفته گذشته دو بار به کشتیهای آمریکایی در حال عبور از تنگه هرمز نزدیک شدند اما پنتاگون اعلام کرد که ارتباطات آنها خصمانه نبوده است. به گزارش ایسنا، خبرگزاری رویترز...
-
اربعین
پنجشنبه 22 دیماه سال 1390 10:16
اربعین حسینی تسلیت باد تا که پرسیدم ز جانان عشق چیست ؟ در جواب من چنین گفت وگریست لیلی ومجنون همه افسانه است عشق بازی کار عبا س علیست
-
زن یا گوسفند
سهشنبه 20 دیماه سال 1390 08:30
می گفت در مراکز روسپی گری آمریکا ؛ زنان فاحشه چهار دست و پا روی سکو این ور و اونور می رفتند تا مردی یکی از اونها را انتخاب کنه و برای کام گیری از اونها پول بپردازه می گفت اینها زنانی بودند که بایست قسمت اعظم فروش تن خود را به مسئول مرکز که یه زن میانسال بود و بهش ... می گفتند پردازند باورم نمی اومد که زن مثل گوسفند...
-
نماز
شنبه 17 دیماه سال 1390 11:53
نماز عبادی سیاسی اجتماعی اخلاقی دینی امام حسین (علیه السلام) نماز و اتحاد قلبها نماز و ایستادگی نماز و دانشجو نماز جماعت بی ریا نماز و ایثار جان نماز و وحدت مسلمین نماز و شرمندگی ما نماز و قبله گاه بعضی ها نماز در سفره سیاست نماز جماعت در سبد انحراف نماز قذافیان یکی از عزیزان کامنتی در وبلاگ دوستم با این مطلب گذاشته...
-
یا حسین (ع)
چهارشنبه 14 دیماه سال 1390 11:05
سید ابن طاوس (ره) از حضرت سید سجاد علیه السلام روایت کرده است که از زمانی که سر مطهر امام حسین علیه السلام را برای یزید آوردند یزید (لعین) مجالس شراب فراهم میکرد و آن سر مطهر را حاضر میساخت و در پیش خویش مینهاد و شرب خمر میکرد. روزی رسول سلطان ... روم که از اشراف و بزرگان فرنگ بود در مجلس آن میشوم حاضر بود از...