ایران سبز
ایران سبز

ایران سبز

حسین

از دشت پربلا و مکانش که بگذریم
از ظهر داغ و بحث زمانش که بگذریم
یک راست می رسیم به طفل سه ساله ای
از انحنای قد کمانش که بگذریم
از گم شدن میان بیابان کربلا
یا از به لب رسیدن جانش که بگذریم
تازه به زخم های کف پاش می رسیم
از زخم های گوش و دهانش که بگذریم
حتی زنان شام به حالش گریستند
از حال عمه ی نگرانش که بگذریم
خیلی نگاه حرمله آزار می دهد
از خاطرات تیر و کمانش که بگذریم
با روضه ی کشیده ی گوشش چه می کنند
از گوشواره های گرانش که بگذریم
دروازه کودکان بدی داشت لااقل
از ازدحام پیر و جوانش که بگذریم
در مجلس یزید زبانش گرفته بود
از حرف های سخت و بیانش که بگذریم
حالا به گریه کردن غساله می رسیم
از دستهای زجر و توانش که بگذریم...
( السلام علیک یا بنت الحسین علیه السلام )
برگرفته از سایت عقیق

توبه

بازآ، بازآ، هــر آنچه هستـــی، بازآ
گر کافــر و گبـر و بت پرستـی بازآ
این درگه ما، درگه نومیدی نیست!
صـد بار اگر توبــه شکستـی، بازآ...

سجده

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:

بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی،

خمش می‌کنی.

هر چه خم شود خالی تر می‌شود.

اگر کاملا رو به زمین گرفته شود سریع تر خالی می‌شود.

دل آدم هم همین طور است، گاهی وقت‌ها پر می‌شود

از غم، از غصه،از حرف‌ها و طعنه‌های دیگران.

قرآن می‌گوید: "هر گاه دلت پر شد

از غم و غصه ها، خم شو و به خاک بیفت."

این نسخه‌ای است که خداوند برای پیامبرش پیچیده است:

"ما قطعا می‌دانیم و اطلاع داریم، دلت می‌گیرد،

به خاطر حرف‌هایی که می‌زنند."

"سر به سجده بگذار و خدا را تسبیح کن"
سوره حجر آیه

خدا

آنجا که خالی از خـداسـت
مملو از خطـاسـت

مسلمانم

 و خدایی که در این نزدیکی است‌:
لای این شب بوها، پای آن کاج بلند.
روی آگاهی آب‌، روی قانون گیاه‌.

من مسلمانم‌.
قبله ام یک گل سرخ‌.
جانمازم چشمه‌، مهرم نور.
دشت سجاده من‌.
من وضو با تپش پنجره ها می گیرم‌.
در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف‌.
سنگ از پشت نمازم پیداست‌:
همه ذرات نمازم متبلور شده است‌.
من نمازم را وقتی می خوانم


که اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو.
من نمازم را پی«تکبیره الاحرام» علف می خوانم‌،
پی «قد قامت» موج‌.

کعبه ام بر لب آب ،
کعبه ام زیر اقاقی هاست‌.
کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود
شهر به شهر.

«حجر الاسو د» من روشنی باغچه است‌