انقلاب اسلامی ما پر از تجربیات تلخ و شیرین است. تجربههایی مثل حوادث قبل و بعد انتخابات سال 88 که به ما یاد داد همواره عدهای هستند که تنها هدف آنها اهدای خون کشور به دشمن و دمیدن روح مرگ در کالبد ایران است. اما این عمل خردمندانه ماست که در مقابل این خصومتهای شوم خواهد ایستاد.
به امید ظهور آن یار غایب از نظرها دعای فرج را زیر لبان خسته ام زمزمه میکنم .
|
چه اشکالی دارد که انسان به چهره جنس مخالف، نگاه کند و لذت ببرد ؟
جواب: دیدن هر چیز به ظاهر زیبا برای ما خوشایند و سودمند نیست مثلا نگاه مستقیم به خورشید با آن همه روشنایی و زیبایی نه تنها سودی ندارد بلکه باعث کوری یا ضعف بینایی می شود.
نگاه به حسن جمال جنس مخالف هم ضررهایی دارد که به طور خلاصه اشاره می کنم:
می بینی، می خواهی، به وصالش نمی رسی، دچار افسردگی می شوی

یا من فلق البحر لبنی اسرائیل فأنجاهم...
و توی دلت می گفتی عباسم... این بار قرار نیست دریایی شکافته شود... و کسی راه باز کند ...
گفتی... یا من دعَوتُه مریضا فشفانی و عریانا فکسانی و جائعا فأشبعنی و عطشانا فأروانی...
خدایا! تو زیاد به حسینت مهربانی کرده ای... زیاد گرسنگی و تشنگی اش را رفع کرده ای... این یک بار تشنگی حسینت را طاقت بیاور... حسین تو کسی نیست که کسی از پیش او دست خالی برگردد... بگذار این بار پیراهنش را هم...
گفتی... فبأیّ شیء أستقبلک یا مولای أبسمعی أم ببصری ام بلسان أم بیدی أم برجلی ألیس کلها نعمک عندی و بکلّها عصیتک...
خدایا!... زبان حسین خشکیده باشد... چشم هایش سیاهی برود... همه بدنش قطعه قطعه شده باشد... حسین را می بخشی؟
گفتی... اللهم إنّک یجیب المضطر و تکشف السّوء و تغیث الکروب و تشفی السقیم و تغنی الفقیر و تجبر الکسیر و ترحم الصغیر و تعین الکبیر و لیس دونک ظهیر و لا فوقک قدیر و أنت العلی الکبیر المطلق المکبل الاسیر یا رازق الطفل الصغیر یا عصمة الخائف المستجیر...
خدایا فقط یک چیز هست که حسین هم طاقت دیدنش را ندارد...به بچه های کوچک حسین... وقتی از وحشت بین آتش ها می دوند... خودت رحم کن... زینب را خودت یاری کن... آخر آنها کسی را جز تو ندارند ...
گفتی... یا اجود الاجودین و اکرم الاکرمین الیک اقبلنا موقنین و لبیتک الحرام ءامّین قاصدین فاعنّا علی مناسکنا و اکمل لنا حجّنا...
خدایا هنوز حج حسین تمام نشده... هنوز حسین قربانی هایش را نداده...کمکش کن که...
راوی می گوید حسین به اینجا که رسید از چشم های زیبایش مثل دو مشک ، اشک سرازیر بود...
یا اسمع السامعین...هرچقدر دوست داری مناجات حسینت را گوش کن...
یا ابصر الناظرین... سیر حسینت را تماشا کن...!
یا رب یا رب یارب...
راوی می گوید حالا دیگر صدای گریه ی اهل بیت هم به آسمان بلند شده بود...
فکر کن...با هرکدام از این صداهای گریه باید یک بار جدا عرفه خواند...
با صدای گریه ی عباس... صدای گریه ی زینب ...صدای گریه ی رباب... صدای گریه ی قاسم ...صدای گریه ی عبدالله... حتی صدای گریه ی علی اصغر...
راستی چقدر جای حر و مسلم خالی بود...
این نامه عاشقانه کدام شخصیت است؟

همسر عزیزم؛
تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم؛ در این مدتی که مبتلا به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینهی قلبم منقوش است.
عزیزم؛ امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. (حال) من با هر شدتی باشد میگذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمده، خوش بوده. الآن در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتاَ جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظرهی خوش دارد.
صد حیف که حبوب عزیزم، همراهم نیست که این منظرهی عالی به دل بچسبد. به هر حال امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت میکند... . خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده... .
قربانت...؟ ایام عمر و عزت مستدام

لاکانی چند روز پیش با شرکت در برنامه شباهنگ صدای آمریکا بدون حجاب حاضر شد و در مصاحبه با این شبکه خود را مبرا از حزب بازی خواند ولی مدعی شد به خاطر همبستگی با مردم، از ایران خارج شده است. لاکانی در این مصاحبه عدم حضورش در صدا وسیما را نه ضعف بازیگری و نامناسب بودن برای نقش، بلکه سیاسی خوانده است.
فریبا داوودی مهاجر





