ایران سبز
ایران سبز

ایران سبز

بازرگان

نخست وزیر دولت موقت، گفت

 آقای خمینی ایران را برای اسلام می خواهد، 

 و ما اسلام را برای ایران می خواهیم.

که این اندیشه همان امانیسم یا اصالت به خود است. 

که در معنای واقعی، درست در نقطه مقابل عمل امام حسین قرار دارد. 

 آنجایی که فرمودند: اگر دین جدم، جز با کشتن من برپا نماند، 

 ای شمشیرها مرا دریابید.

همین اندیشه آقای بازرگان، 

 امروز خواسته یا ناخواسته، 

 در نزد کسانی است که می گویند: “یاحسین، میر...”

اصول روشنفکری

 سلام

امیدوارم دوستان ناراحت نشن به هر حال اینها اصول روشنفکریه. کلا سفارش میکنم نخونید. حالا از ما گفتن بود.

 

roshanfekr

 

 اولین اصل، یادگرفتن تعدادی لغت پرملاته! هرچی بیشتر بدونید بهتره اما اگر مغزتون زیاد کشش نداره همین چهارتا رو حفظ کنید: سیناپس ، پارادایم، نوستالژیک و دیالکتیک .معنی اش زیاد مهم نیست فقط کافیه هر چند جمله در میون مقداری از این کلمات- به میزان دلخواه- بکار ببرید البته موظب باشید  دز آن را زیاد بالا نبرید که تابلو می شود!

  ریش پرفسوری گرچه اپیدمی شده ولی هنوز هم جواب می ده!  ریش پروفسوری می تونه یک کارگر افغانی رو به یک شهروند فرهیخته تبدیل کنه!

  غر بزنید! غر زدن به وضع مملکت یکی از ارکان مهم و شاید مهمترین رکن روشنفکری باشه. به هر چیزی که فکرتون می رسه غر بزنید مهم نیست به چی فقط غر بزنید مثال:

 مدام از پیشرفت خارج تعریف کنید! طوری که انگار 80 سال توی لس آنجلس زندگی کرده اید .مثلاً بگید اونجا نون بربری تو بسته بندی های استریل عرضه میشه! 

  پیتزا دیگه دمده شده، سعی کنید اسم غذا هایی رو حفظ کنید که بقیه حتی نمی تونند تلفظش کنند. مثال: فوندی بورگینیون، تاوزند آیلند و...البته اگر توی رستوران بودید قبل از به زبان آوردن این کلمات ابتدا دستتون رو داخل جیبتون کنید ویک چرخ بدهید اگر به چیزی برخورد نکرد احساس تشنگی کنید ویک لیوان آب سرد سفارش بدهید!

  داشتن یک وبلاگ ضروریه . البته اگر هنوز فرق بین کیس و مانیتور رو نمی دونید بروید به پاراگراف بعدی! قالب وبلاگ باید حتماً سیاه باشه. سیاه نمادی است از خفقان ژرفنای درونی و فریادی از فراسوی فراخنای تاریکی های ظلمانی! اسم وبلاگ هم باید یکی از این ها باشد: فریاد بی صدا، اسیر حجم خلوت بی کسی، غریب غروب غربت غارغار! برای مطالب توش هم میتونید یک کتاب از احمد شاملو بگذارید بغل دستتون و هر هفته یه صفحه ازش رو تایپ کنید بریزید تو حلق وبلاگ!

  از زمان قدیم خیلی تعریف کنید. مخصوصاً بگید اون موقع همه چیز خیلی ارزون بوده مثلاً تویوتا کمری 3 قرون بوده! البته سعی کنید به مغزتون یه مقدار بیشتر فشار بیاورید و مثال بهتری بزنید.

  سعی کنید عینکی شوید. عینک سمبل مطالعه ی زیاده ! اگر حوصله مطالعه ندارید یک روش سریعتر هم وجود داره: 2 دقیقه به جوشکاری با دقت نگاه کنید!

  ترانه های خارجی گوش بدهید. هرچی غیر مجاز تر باشه بهتره! اگر نانسی گوش میدید نشون میده که تمام مراحل روشنفکری رو با موفقیت پشت سر گذاشته اید!

  وقتی در مورد ریس جمهور های خارجی صحبت می کنید بگویید: " آقای اوباما" یا " پرزیدنت اوباما"

  یک سگ بخرید. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثیر زیادی در ارتقای سطح روشنفکری داره!

  اگر دختر هستید باید مانتوی شما تنگ باشد! تنگ تر از بقیه ! خیلی تنگ! اونقدر که موقع غذا خوردن مجبور شوید دکمه های جلوی آن را به صورت موج مکزیکی به ترتیب باز و بسته کنید تا لقمه پایین برود!

  و بالا خره مانیفست روشنفکری ...

کتاب های فروغ فرخزاد، صادق هدایت ، سروش و گوگوش کتب اربعه ی روشنفکران محسوب می شوند.

حالا خیلی به آخری گیر ندید...

من با صدای محمد نوری بزرگ شدم نه امثال گوگوش و داریوش

                                   

آری. من افتخار می کنم به شنیدن صدایی که در سال ۴۷ به نشانه اعتراض، از رادیو کنار رفت. به کسی که در شادی هعا و غم ها، همواره در کنار مردمش بود.کسی که در سال های انقلاب و جنگ و زیر بمباران موشک و خمپاره، کنار کودکان سرزمینش بود. 

                            

نه امثال شما فاحشه ها و بی صفتانی که مالیات کنسرت های میلیونی خود را به جیب کسانی می ریختید که با آن موشک می ساختند و هواپیمای ایرباسی را می زدند که در آن ۳۰۰ نفر از هموطنانتان بود. کودک و زن بیگناه….

شما بی صفتان امروز ادعای همراهی و هم صدایی با مردم را می کنید. از کشته شدن چند نفر ابراز تاسف می کنید.برایشان ترانه می خوانید. در گردهمایی شرکت می کنید و محکوم می کنید.خلاصه همه کار برایشان می کنید. 

 البته عذر می خواهم!

ولی آن زمان که نوزادان چندماهه به همراه مادرانشان در سردشت، زیر بمباران شیمیایی، وحشیانه کشته می شدند، شما کجا بودید؟

آن زمان که خرمشهر، زیر چرخ چند لشگر زرهی، له می شد و جان می داد، شما کجا بودید؟

کجا بودید وقتی این ملت در هشت سال جنگ خون دل می خورد و تکه تکه های بدن جوانانش را به خاک می سپارد؟

وقتی در میدان ژاله، شاه فرزندان این مردم را به خاک و خون کشید، کجا بودید؟

خانوم گوگوش، آقای داریوش

آیا آنها مردم نبودند؟!

آیا جان آن مادران و کودکان بیگناه کمتر از جان ندا بود؟!

منظور شما کدام مردم است؟

از نظر ما، مردم آنهایی بودند که ۳۰ سال پیش هزاران کشته دادند تا از یوق طاغوت و استکبار بیرون بیایند. هشت سال با خون و دل جنگیدند.آنهایی که در مناطق مرزی، هر روزه یا پاهایشان روی مین می رود یا بمب به میانشان می آورند.

اینها مردم هستند. که امثال شما نه در میانشان، نه در کنارشان و نه همراهشان و نه خواندی برایشان

آری

مردم نه ۱۳ میلیون، نه ۲۵ میلیون و نه ندا آقا سلطان

مردم هفتاد میلیون نفر هستند که همه “نازنین مریم” را به نیکی یاد می کنند

آری. من با صدای” محمد نوری” بزرگ شدم

گنجی و حرفهایش را به یاد دارید؟؟؟روشنفکران سرزمین من



و می دانم که می آیی و حتی کوچک ترین شکی در آمدنت ندارم نه در آمدنت و نه در معصوم بودنت
حتی اگر تمام عالم جمع شوند و حرفهای گنجی خائن را تکرار کنند باز هم امید و انتظارم را فریاد میکنم
ای امید روزها و شبهای من منتظرت می مانم
به امید ظهور وعده داده شده ........
یازهرا