عید قربان، پیام آور ایثار و فداکاری، جشن رهایی از اسارت نفس و شکوفایی ایمان، عید عبادت و بندگی و اطاعت شایسته از پروردگار تواناست. عید پیروزی وظیفه و اوج تجلی روح ایثار است. عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند، و روز ثبوت و اثبات عشق و تسلیم است.
عرفه آمد ومن هنوزدرکوچه پس کوچه های تنگ وتاریک دلم سرگردانم....هنوز دلتنگم و هنوز غریب....
امسال هم عرفه، اجازه ندادند عرفات باشم....نتوانستم همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم در بهترین سرزمین"عرفات" نیایش کنم........
عرفه روز دعاست.خداخودبه دعا امر فرمودند وبه اجابت ،ضمانت.
چه دعایی باید کرد؟چه گفت؟چه خواست؟!!
نمی دانم......
واقعا نمی دانم........
خدایا اگر نبود پدرونبودنمازهای او، من اصلا نمازخوان می شدم؟!!!
اگر اشکهای او درمصیبت سیدالشهداءنبود،من کجا سینه زن می شدم؟!!!
اگر درخلوت دررثای فرزند شهیدش ، روضه علی اکبر نمی خواند؛ من چگونه عاشورا رامی فهمیدم؟ !!!
اگر...........
اگرمادرم هر روز با خدا خلوت نمی کرد و قرآن نمی خواند ،من کجا قرآن خوان می شدم؟
اگر بغض مادردر مظلومیت ائمه نمی شکست ، من کجا معنی پاکی و معصومیت را می فهمیدم؟!!!
اگرنبود شاخه های استجابت قنوت مادرم،من کجا به هر آنچه می خواستم ،می رسیدم؟!!!
اگر.........
بار الها،خواسته های دلم به وسعت عالم و آدم است،امااز تو می خواهم آگاهی ،عشق ، نیاز ومبارزه راکه فلسفه نیایش های زیباترین روح پرستنده"حضرت سجاد (ع)"است، از من نگیری ......
خدایا بر محمد و آلش درود و رحمت فرست.......
خدایا در این روز شریف که خود براستجابت دعا ضمانت کردی، پدرم را قرین رحمت خاصه ی خویش قرارده وبر خوان نعمت مولایش- اباعبدالله- مهمان......
خدایا مادرم را در پناه الطافت،آرامشی عطا فرما که شاهد به بار نشستن میوه های زندگی اش باشد....
خدایا،حتی برای لحظه ای مرا به خودم وا مگذار ، مرا ببخش و بیامرز......
" آمین یا رب العالمین "
باشگاه خبرنگاران: مجری شبکه بی بی سی فارسی با انتشار عکسی از زنان محجبه با تیتر: "آیا اسلام لندن را فتح کرده است؟" خشم و تعجب خود را از رشد بی سابقه اسلام و زنان محجبه در شهر لندن ابراز کرد.
رعنا رحیمپور مجری شبکه بی بی سی فارسی با انتشار عکسی در فیس بوک که از یک واگن مترو شهر لندن از زنان محجبه گرفته تعجب و خشم خود را از رشد زنان محجبه سوال کرده است Has Islam taken over London?" آیا اسلام لندن را فتح کرده است؟" و نوشته است تنها زن بیحجاب آن واگن بوده!

عکس سرباز آمریکایی هنگام واکسن زدن و قبل از اعزام به افغانستان!
شهدا و سربازای مومن ما کجا و سربازای بچه ننه ی آمریکایی کجا! اصلا قابل مقایسه نیستن!

جوابهای کنکور تازه اومده بود
تهران یه رشته خوب قبول شده بود
باباش اومده بود به قول معروف پز میداد
انصافاً پز دادن هم داشت.
میگفت پسرم حالِ همتون گرفته !!!!!!!!!!
اما.................
هفته اول بود که کلاسها شروع شده بود
تو خیابون دیدمش
ابروهاشُ برداشته بود
تو دلم به باباش گفتم :
آدم بیسواد باشه اما ......................
ایکاش فقط ابرو بود موهاشم رنگ کرده بود
اصلا یکی دیگه شده بود لباساش.......
نمیدونم
از حرفاش فهمیدم دیگه نمازهم نمیخونه!!
چرا اینجوری شدی ؟
گفت چه جوری ؟
گفتم نماز ، موهات ، لباس................
گفت :
این کلاسه!!!!!!!!!
جلوی دخترای دانشگاه باید باکلاس باشی !!!!!!!!
خندم گرفته بود
کلاس با بی نمازی ؟ این جوری ؟
تو دیگه خودت نیستی
عروسکی ، عروسکِ دخترای دانشگاه !!!!!

![]()
یکى از سربازهایى که در تفحص کار مى کرد، آمد پهلویم و با حالت ناراحتى گفت: «مادرم مریض است...» گفتم: «خب برو مرخصى ان شاء الله که زودتر خوب مى شود. برو که ببریش دیکتر و درمان...». گفت: «نه! به این حرف ها نیست. مى دونم چطور درمانش کنم و چه دوایى دارد!»
آن روز شهدایى پیدا کردیم که قمقمه اش پر بود از آبى زلال و گوارا. با اینکه بیش از ده سال از شهادت او گذشته بود، قمقمه همچنان آبى شفاف و خوش طعم داشت. ده سال پیش در فکه، زیر خروارها خاک، و حالا کجا. بچه ها هر کدام جرعه اى از آب به نیت تبرّک و تیمّن خوردند و صلوات فرستادند.
آن سرباز، رفت به مرخصى و چند روز بعد شادمان برگشت. از چهره اش فهمیدم که باید حال مادرش خوب شده باشد. گفتم: «الحمدلله مثل اینکه حال مادرت خوب شده و دوا و درمان موثر واقع شده...». جا خورد. نگاهى انداخت و گفت: «نه آقا سید. دوا و درمان موثر نبود. راه اصلى اش را پیدا کردم.» تعجب کردم. نکند اتفاقى افتاده باشد. گفتم: «پس چى؟» گفت:
- چند جرعه از آب قمقمه آن شهید که چند روز پیش پیدا کردیم بردم تهران و دادم مادرم خورد، به امید خدا خیلى زود حالش خوب شد. اصلا نیتم این بود که براى شفاى او جرعه اى از آب فکه ببرم..