سلام به شب آرزوها
سلام به تمام آرزوهای ناتمام دل شما
سلام به نگاههای پرمهر شما
امشب یه آرزوی بزرگ دارم
همه ی اونایی که یه آرزوی قشنگ توی دلشون دارن ؛به آرزوشو ن برسن
بگید الهی آمین
آمین یا رب العالمین" "
نمی دونم تاحالا براتون پیش اومده که یه چیزی رو تا سرحد مرگ بخوایید و هی ازتون دور و دورترش کنن؟
امیدوارم که براتون پیش نیومده باشه
حس خوبی نیست،اصلا خوب نیست
اما اون موقع تو به هردری میزنی که خواسته تو بگیری،به هردری
مدام توی این فکری که چه کنم که اگه یه قدم رفت عقب؛من دو قدم جلوبرم؟!!!
توی تکاپو هستی و نگران
گاهی مضطر میشی و می بری
اشک میریزی ،اضطراب توی تموم سلولهای تنت لونه کرده
اما بیش از پیش در خونه ی خدائی
مرتب خدا خدا میکنی
یه مدت که میگذره،دیگه ذکر لبت شده خدا خدا خدا......
مانوس شدی با خدای خودت ،اونم چه جور ...چه شور...چه حالی ...وایییییییییییی
اگه خوب دقت کنی دیگه به خواسته ات فکر نمی کنی
به لطف خدا،به بزرگیش،به ارحم الراحمینیش،به قدرتش فکر میکنی
و خواسته ات رو از خودش میخوای
فقط از خودش
مدتی میگذره و حاجتتو نمی گیری
حس میکنی توی این مورد خاص بهت نه گفتن
اما دلخور نیستی
چون خدا وقتی می گه نه ،حتما یه چیز بهتری برات صلاح دیده و در نظر گرفته
تو توی این مدت یه چیزی رو خوب فهمیدی
اونم اینکه خدایا جز تو هیچکسی رو ندارم
راضی شدی به رضاش
اونم چه راضی شدنی.....
از خواسته ات میگذری
اما یه چیزی ته دلت میگه همه چیز درست میشه
و همینم میشه.......
یعنی همونی رو که میخواستی به بهترین شکل بهت میده
جوری که باور نمی کنی.......باور کن.......
می گن موسی به کوه سینا که رسید به خدا گفت:"ارنی"
خدا چی گفت؟"لنترانی"
یکی میگفت:
"چو رسی به طور سینا ارنی مگو و بگذر
که نیرزد این تمنا به جواب لنترانی"
اما یکی دیگه گفت:
"چو رسی به طور سینا ارنی بگو و مگذر
که جواب آید از دوست، اگرچه لنترانی"
نظر شما چیه؟
با کدومشون موافقید؟بگیم و منتظر جواب باشیم حتی جواب نه یا نگیم و بگذریم؟
می گن حضرت یوسف رو گذاشتن واسه فروش
هرکی می اومد و یه قیمت بالایی میگفت
یه پیرزنی هم یه مرغی آورده بودکه همه ی سرمایه اش بوده گویا
بهش میگن؛ قیمتها رو نمیبینی؟ این چیه تو آوردی؟
میگه من شنیدم خیلی خوبه، اومدم بگم این شخصی که همه ازش تعریف میکنن ؛منم خریدارم ،گیرم که بضاعتم اندکه .....می خوام اسمم توی لیست خریدش باشه
من می گم حالا که آخرت ما در گرو اعمال دنیای ماست،بیائید خوبی و زیبایی پیش بفرستیم
بگیم خدایا خودت کریمی ،رحیمی و...
آخرین آرزو واسه مادر عزیزم بابای مهربونم
واسه خواهراو برادرای گلم و از همه مهمتر
واسه همسر عزیزم و دختر گلم نرگس خانمم
آرزوی سلامتی می کنم
آمین یا رب العالمین
اعمال این شب در ادامه مطلب...
ادامه مطلب ...
چند مدت پیش مقاله ای نوشته بودم تحت عنوان از عدالت فردی تا گذر از میدان مین. در این مقاله مقوله عدالت و رسالت عدالتخواهان را گذر دادن انقلاب اسلامی از دو میدان مین عنوان کردم. میادین مین تحجر و تجدد. امّا امروز باید بگویم که دشمن موفق شده است میدان نبرد جدیدی را در مقابل ما احداث کند و قسمت بزرگی از پیاده نظام های خود را در این جبهه سازمان دهی نماید.
در میدان نبرد جدید آنچه تحلیل را بسیار سخت و سطح درگیری را عمیق می نماید عدم صف بندی جناحی هم در بعد نظر و هم در بعد عمل است. در این جبهه صف بندی ها کامل متلاشی شده یا در حال متلاشی شدن می باشد. در پیچیدگی این میدان همین بس که از درون جریانی ضد فتنه، فتنه ای بزرگتر رشد و بسط داده شد. یعنی ما برای نابودی یک فتنه و خنثی سازی عملکردهایش یک رأی خاص به صندوق ها انداختیم و حالا از دل همان آراء، جریانی با شدت انحراف بیشتری متولد شده است.
حداقل خسارت این فتنه، ایجاد شکاف میان خودی هاست. منظورم از خودی ها همان جریانی است که در فتنه پس از انتخابات یک نظر و عمل را برگزید و حالا مثل کسی که سر کلاف را گم کرده باشد خوب نمی تواند سر رشته عبور از بحران را دریابد. نکته بارز آنها هم اختلاف در تفسیر نظرات رهبری است. یعنی شما می بینید مثلا بین 3 نفر از بچه حزب الهی که در جریان فتنه پس از انتخابات یک عملکرد داشتند، حالا سه نوع نگاه و تحلیل ایجاد شده. سه نوع نگاه همگی معطوف و منتسب به نگاه رهبری.
اگر مصداق این امر را بخواهید بدانید این است که هم اکنون شخصی به بزرگی و موجهی آیت الله مصباح، بین جریان خودی و ضد فتنه منتقد پیدا کرده است. این یعنی شکاف. اینجاست که باید نگران بود و بزرگی میدان نبردی را که روی خواهد داد را باید درک کرد.
علت چیست؟. علت آن است که جریان مذکور به شدت خلط حق و باطل دارد. شدت این امر بسیار بسیار بالاتر از حوادث گذشته است. در حوادث گذشته هر چند فضا غبار آلود بود امّا در جبهه خودی، از ارشادات رهبری تفسیرهای گوناگون ارائه نمی شد. هر کس که آنها را فصل الخطاب دید با سلامت از آزمایش بیرون آمد. امّا حالا اینطور نیست. اگر خوب تحلیل نکنید از ارشادات رهبری تفسیری ساخته می شود که خلاف رای و نظر ایشان است. یعنی شما یک فضای مه آلودی را متصور شوید که فقط می توانید چند متر پیش پای خودتان را ببینید و برایش برنامه ریزی کنید.
این جریان از طرفی خودش را به حمایت های رهبری از دولت وصل کرده و از طرف دیگر با تریبون انقلاب و اسلام با مخاطبینش برخورد نموده است. توانسته تئوریک های فکری خودش را رنگ اسلام ناب دهد. حتی صبغه عاشورایی به مبانیش بدهد. یعنی تصرف در مفاهیم بنیادی انقلاب. فتنه گذشته سعی در نابودی جمهوریت نظام با تکیه بر اشرافیت را داشت امّا این فتنه سعی در نابودی انقلاب اسلامی با تکیه بر جعل کردن آن را دارد.
بگذارید واضحتر بگویم. جریان متجدد که خودش را در قالب فتنه 88 نشان داد، برای زدن مفهوم ولایت مطلقه فقیه از نظریات و مبانی غربی و دموکراتیک مثل جامعه مدنی یا عقلانیت اجتماعی سود می برد. امّا جریان جدید خیر. برای حذف و زیر سوال بردن ولایت مطلقه فقیه، از نظریه امامت که سر منشأ همین نظریه است، استفاده می کند. یعنی دست به جعل یک مفهوم از مفاهیم بنیادی انقلاب اسلامی می زند. ادعا می کند که ما با خود امام عصر(عج) در ارتباطیم و لزومی ندارد در همه زمینه ها از ولی فقیه تبعیت کنیم. در سخنرانی هایش در یک لفافه مشکوک می گوید : " کشور را امام زمام(عج) اداره می کند"!
با این تفاسیر باید در سه میدان جنگید. میدان نبرد با متحجرین، متجددین وجبهه جدید متصرفین. جبهه ای که سعی در دخل و تصرف در مبانی انقلاب را دارد.
همین طیف، یک اتاق فکر در روحانیت تشکیل داده اند به نام جامعه وعاظ ولایی. این گروه در وهله اول با وابسته کردن حوزه های علمیه به اقتصاد دولتی، قصد حکومتی کردن روحانیت را دارد. کما اینکه در این راه موفق هم بوده. با توضیع پول میان طلاب و ارائه طرح هایی که شهریه طلبه ها را دولت پرداخت کند و امثالهم. این بزرگترین خطری است که روحانیت تشیع را در طول حیاتش مورد تهدید قرار داده است. چرا که روحانیت تشیع( خلاف تسنن) مستقل از حکومت طراحی شده و حیات اقتصادی اش از طریق مردم ( سهم امام ) تامین می شود تا از تشکیل روحانیت درباری متملق جلوگیری به عمل آید. دنیازدگی روحانیت تنها عاملی است که توانایی زمین گیر کردن آن را دارد.
این طیف رسالتش نفوذ در روحانیت و ارائه تعریف جدیدی از اسلام است با همان تئوری تصرف و جعل. اسمش را گذاشته اسلام ایرانی. مبانیش را به عاشورا و اسلام ناب متصل می کند، امّا در حقیقت یک جعل از اسلام آمریکایی است. فقط رنگ و اصطلاح را تغییر داده.
در مطالعاتم به کانونی برخورده ام با همین شاخصه ها. یک گروه تشکیلاتی به نام " اخوان الصفا". این گروه سری در زمان عباسیان توسط برخی از دانشمندان ایرانی در بصره شکل گرفت که تخصصش جعل بود. البته با تکیه بر فلسفه یونان باستان و اندیشه های فیثاقورثی ارسطویی. می آمد مفاهیم فراماسونری را با اسلام خلط می کرد و یک تعریف فلسفی اسلامی از آن رائه می داده. پیرامون این گروه بیشتر خواهم نوشت، امّا قصدم این بود که بگویم این مدل جعل و تصرف بی سابقه هم نبوده. اگر آنها را خوب رد گیری کنیم بهتر می توانیم مدل عمل و ضد عمل آنها را برسی و در فضای کنونی علیه آنها دست به پاتک بزنیم.
همانطور که گفتم شاخصه فتنه جدید بهم خوردن صف بندی هاست. شما می بینید که شق عظیمی از منافقین و غرب از این گروهک در لفافه حمایت کرده اند. دسته ای از جریان جنبش سبز در حال بیعت با آنها هستند و خیلی صریح برای انتخابات آینده ریاست جمهوری برای ائتلاف با آنها ابراز تمایل کرده اند.
حالا این جریان را کنار جریانی بگذارید که با عَلم کردن سید حسن خمینی به میدان خواهد آمد. که از این گروه هم غرب به شدت حمایت خواهد کرد. چرا که تئوری این گروه نیز زدن انقلاب اسلامی به اسم امام خمینی(ره) است.
دو جریان مثل لبه های قیچی، در جهات مختلف و به ظاهر متضاد به انقلاب حمله خواهند برد. یک لبه به امام خامنه ای (روحی له الفدا) خودش را متصل می کند و جریان دیگر به امام خمینی(ره). انچه هم مبرهن است دست عوامل شبکه پنهان ماسونری در پشت پرده هر دو جریان است. حالا تصورش را بکنید این که حضرت امام( روحی له الفدا) می فرماید فتنه بزرگ یعنی چه!
خوب، حالا نگاهی به جبهه خودی ها می اندازیم. خودی هایی که با این عملشان(که بی عملی است)، قطعا در این طوفان مثل یک کاه به قهقرا خواهند رفت. متاسفانه آنهایی هم که داعیه دلسوزی دارند نشسته اند تا اتفاق بیفتد، فتنه رخ دهد، سپس مثل مورچه هایی که آب به لانشان راه پیدا کرده تو سر و کله خودشان بزنند و کاسه چه کنم چه کنم به دست بگیرند.
خیلی ها هم در این جبهه توهم زده اند. آنقدر به خودشان مغرورند که خودشان را بی نیاز از هر گونه بازبینی می بینند.
یکی از عبادتهای دینی درود و صلوات فرستادن بر حضرت ختمی مرتبت و اهل بیت معصوم آن حضرت اسـت. ایـن عبادت ریشه قـرآنی دارد و خداوند متعال در قرآن به آن دستور داده است. در روایتی از پیامبر صلی الله علیه وآله آمده است که درود فرستادن بر فاطمه زهرا علیه السلام آثــار معنوی بالایی دارد و در قیامت شایستگی الحــاق به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را برای انسان فراهم می کند. پیامبر اکـرم صلی الله علیه وآله فرمود : ای فــاطـمـه ! هــر کس بــر تو صلوات بفرستد خداوند او را می آمرزد و در هر جای بهشت که باشم وی را به مــن ملحق سازد. کیفیت صلوات بــر حــضــرت زهـــــــرا علیه السلام چنین است : «اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بنیها وَالسِّرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِه عِلْمُکَ.»

نماز حضرت زهرا (س) : نماز حضرت زهرا علیه السلام دو رکعت است ؛ بدین صورت که در رکعت اول بعد از حمد 100 مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بـعـد از حـمـد 100 مـرتـبـه سـوره توحید خوانده می شود. نماز استغاثه به حضرت زهرا (س) : در مـفـاتـیـح الجنان روایت شده است که : هـر گــاه حاجتی داری دو رکعت نماز به جای آور و پس از سلام سه مرتبه تکبیر بگو و پس از آن تسبیحات حـضـرت فــاطمه علیه االسلام را بگو ، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو : «یا مَوْلاتی یا فاطِمَةُ اَغیثینی» سپس جانب راست صورت را بــر زمین بگذار و هـمـان ذکر را صد مرتبه بگو ، سپس جانب چپ صورت را بر زمین بگذار و صـد مـرتـبـه همان ذکــر را بـگـو و حاجت خود را بخواه، به خواست خداوند حاجتت برآورده می شود.
و چند کلام از امام خمینی کبیر هم او که هم نام من است .روح الله
*** صحیفه نور ج 3 صفحه 197 تاریخ:۲۸/۸/۵۷

حضرت امیر را به خیال خودشان نصیحت می کردند که شما یک مدتی معاویه را بگذارید در حکومت شما باشد و بعد که پایه حکومت شما قوی شد، آنوقت او را رد می کنید به هیچ یک از آن حرف ها اعتنا نکردند و حجتشان هم این بود که یک نفر آدمی که برخلاف موازین الهی رفتار می کند و ظلم را در بلاد راه می اندازد، من حتی برای یک آن هم نمی توانم که او را حاکمش قرار بدهم، بلکه اگر حاکمش قرار می دادند این حجت می شد بر اینکه شود یک فاسقی هم از طرف ولی امر حاکم باشد و حضرت امیر مضایقه کردند از اینکه حتی اگر مصالحی هم آنوقت مثلا بود که اگر پایشان محکم می شد ممکن بود مثلا معاویه می شد ممکن بود مثلا معاویه را کنار بزنند، معذلک برای خودشان اجازه نمی دیدند که معاویه را حتی یک روز در سلطنت خودش باقی بگذارند و این حجتی است بر ماها که اگر بتوانیم، باید این حکومت هایی که حکومت جور است کنار بزنیم و اگر چنانچه خدای نخواسته نتوانیم، رضایت بر حکومت آنها ولو یک روز، ولو یک ساعت این رضایت بر ظلم است، رضایت بر تعدی است، رضایت بر غارتگری مال مردم است و هیچ مسلمی حق ندارد که رضایت بدهد به حکومت ظالمی ولو یک ساعت و همه ما مکلفیم که این حکومت هایی که روی کار آمده اند و برخلاف موازین الهی و موازین قانونی (حتی قانونی خودشان) هستند، همه ما مکلفیم که با آنها مبارزه بکنیم، هرکس به هر مقدار که می تواند باید با اینها معارضه و مبارزه بکند و هیچ عذری پذیرفته نیست.
روزی که تو رفتی در گوشه ای از این کره خاکی , به یکباره روح از تن میلیونها انسان جدا گشت و گرد یتیمی بر سر و روی کودکان , جوانان , میانسالان و پیرزنان و پیرمردان نشست .
![]()
روزی که تو رفتی , واژگان غم و اندوه معنای دیگری یافتند و اشک دمادم کاسه چشم بسیاری را پر و گونه های تفتیده بی شماری را خیس خیس کرد و تو با آنکه همه را دوست داشتی و برای تمام اهل زمین سعادت آرزو میکردی به اشاره کوچکی از دوست با دلی آرام و قلبی مطمئن رهسپار دیار او شدی .
و حالا با اینکه سالها از سفر آسمانیت میگذرد اما هنوز بوی خوشت در کوچه پس کوچه های قدیمی شهر جاریست و نام شریفت بر هزاران هزار کوی و کوچه و برزن نقش بسته است و عشق به تو و آرمانهای بلندت در گنجینه دل میلیونها انسان در جای جای زمین جای گرفته و جاودانه گشته است .
ما بی تو هیچیم , ما بی تو گمنامیم , ما بی تو در هیچ جای دنیا شناخته نمی شویم , حتی انقلاب عظیمی که سالها پیش با دم مسیحایی تو دراین سزمین آفریده شد , جز با نام تو در هیچ جای دنیا شناخته شده نیست .
وقتی تو رفتی اگر رهبر فرزانه ای از فرزندان برومند تو بر سر ما و این انقلاب دست نوازش نمی کشید معلوم نبود عاقبت ما و عاقبت ای انقلاب چه میشد .
امام ! هرگز موفق به دیدار سیمای ملکوتی و نورانیت نشدم و آن زمان که شما را از دست دادم کودکی ده ساله بیش نبودم , اما خوب به یاد دارم که خبر رحلت شما چه غوغایی به پا کرد و اشک از دیدگان همه جاری کرد و اکنون که که قریب به ۲۲ سال از عروجت می گذرد می بینی که چگونه خیل دوستدارانت برای تجدید میثاق با آرمانهای والایت و بستن پیمانی دوباره با تو و رهبر عزیزتر از جانمان در سالگرد هجرت جانگدازت حضور می یابند . افسوس که کودک بودم و عاجز از درک وجود شخصیت شما . اما بدان ای امام که راه و هدف و آرمانهای بلندت تا ابد جاویدان و پایدار است و برای تحقق آن تلاش میکنم . پس شما نیز موفقیت مارا در این راه از خدای خویش بخواهید و بدانید همیشه ماندگار و جاوید خواهی بود .
می خواهم از تو بیشتر بگویم اما بیش از این نمیتوانم بگویم که تو روح خدا در کالبد انسان و انسانیت بودی . نامت بلند و روحت شاد باد .