
طبق دیدهها و شنیدههای میلیونها نفر از مردم لیبی و بحرینی و فیلم و عکسهای رسانههای خبری بیش از “هشت هزار نفر خانم و آقا”به طرز فجیعی جانباختند.

خیلی شنیده ایم که افرادی که زمان انقلاب به زندان می افتادند، از خاطراتشان می گویند و از شکنجه هایی که آن دوران کشیده اند. ساواکی ها با آموزش هایی که از موصاد اسراییل دیده بودند از هیچ راهی برای شکنجه انقلابی ها دریغ نمی کردند. سیلی زدن و نمک روی زخم افراد ریختن کارهای بسیار بسیار ساده آنها بود.تا به حال از خود پرسیده اید که چرا آنها زیر این همه شکنجه کم نیاوردند و از عقاید خود دست بر نداشتند؟ حتی زنان که ظاهراً باید طاقتشان از مردها هم کمتر باشد شکنجه ها را تحمل می کردند و برادران و خواهرانشان را به اجانب نمی فروختند.


چرا؟ چون به سخنان کسی که رهبریشان می کرد ایمان داشتند.چون مرگ را به از دست دادن آرمان هایشان ترجیح می دادند. می دانستند که اگر شهید شوند الگویی می شوند برای دیگران. به عقاید و آرمان هایشان ایمان داشتند و دست از تلاش بر نمی داشتند.
اما ...
کسانی هم چند وقت پیش می خواستند برای مردم آرمانی دروغین ایجاد کنند. اصول و عقایدی را هم به بعضی ها دیکته کرده اند که نه خودشان آنها را می فهمند و نه آن بعضی ها!!! اصولشان قدرت طلبی است و عقیدیشان تقلب در انتخابات. وقتی به نقشه ایران نگاه می کنند جنگل ها را هم جزو گروه خود می انگارند چون رنگشان سبز است به خاطر همین توهم سبز بودن تمام ایران را دارند. می گویند بر اعتقاد خود ایستاده اند اما تولید کنندگان(!!!) این اعتقاد هم با چند روز زندان (البته بدون شکنجه های ساواکی) اعتراف به اشتباه خود کردند.

چرا؟ چون به این آرمان ساخته ذهن بیمار خود ایمان نداشتند. اعتقاد به اهداف خود نداشتند. به جز آمریکا و انگلیس پشتیبانی ندارند و نخواهند داشت. می دانستند که اگر کشته شوند هیچ کس حتی همان جوانان سبز پوش پرچم ایران را با افتخار بر سنگ مزارشان نمی گذاشت. می دانستند که محافظی جز کلت کمری ندارند چون خدا پشتیبانشان نیست. حتی به همان شعار یا حسین هم اعتقاد نداشتند زیرا فقط به زبانشان جاری بود نه در دلشان.
یادم نمی آید در کتابهای تاریخ خوانده باشم مردم ایران زمانی بر علیه حکومت شاه تظاهرات می کردند که موافقین نظام شاهنشاهی به مناسبت خاصی در کوچه و خیابان باشند. پس این سیاست ایران و ایرانی نیست که هرگاه مناسبتی بود _مثل 13 آبان و روز قدس_ از تجمع مردم عادی سوء استفاده کرده و به خیابان ها بریزند! اگر سبز پوشان به حقند چرا چهره خود را می پوشانند؟ چرا این همه دلهره دارند؟ چرا بین مردم عادی پنهان می شوند؟ راستی چرا رهبرانشان روز 13 آبان ...۲۵ بهمن و ... نیامدند همراهیشان کنند؟ اصولشان نم کشیده بود یا کلت کمریشان فشنگ نداشت؟
چرا در مملکت ملکه ی ماسون ها و پیر زن پیر دنیا دار ، عروسی مجللی بر گزار شد و دوست و آشنا و مخالف و موافق نقد نوشتند و سخن راندن و خلاصه ، ی نوکی به موضوع این زوجیت زدند اما ندیدند که این عروس عمرا در تهران دیده شود!
وبلاگ الحماة نوشت: در روزهای اخیر جنجالهای خبری مختلفی در مورد عروسی زوج جدید بریتانیایی در رسانه ها منتشر شد . خبرها بسیار متفاوت بود ، موافقان و مخالفان داخلی و خارجی هرکدام نقدی متفاوت بر این مراسم زوجیت نگاشتند و هر کس از ظن خود با آنان و برخی رسانه ها یار شد.اما آیا این مراسم فارغ از تمام سیاهی ها و حق خوری ها و مالیات به باد دادن ها و حتی گرفتن پنل های خبری رسانه های داخلی ، حتی صدا وسیمای معظم ! سپیدی برای ما نداشت ؟ آیا جناب ضرغامی که داد بزرگمایی آن را در رسانه دادند بهتر نبود در پایان فرمایشات از تولید کنندگان دستگاه مطبوعه شون می خواستند نکاتی رو معین کنند تا تمام این موضوع سیاه برای ما سپید گردد ؟
دین ما دین ارزشهاست ، دین خلاقیتهای انسانی و بشر دوستانه و مشروع است ، ما موظفیم سپیدی میان هر سیاهی را که عبرت است و تجربه و نکته برداشت کنیم و به آن اهمیت دهیم !
حال این مراسم عریض و طویل هیچ نداشت؟
بگذریم از شکوائیه ....
اما نکته : چرا در مملکت ملکه ی ماسون ها و پیر زن پیر دنیا دار ، عروسی مجللی بر گزار شد و دوست و آشنا و مخالف و موافق نقد نوشتند و سخن راندن و خلاصه ، ی نوکی به موضوع این زوجیت زدند اما ندیدند که این عروس عمرا در تهران دیده شود!

آیا آرایش عروس های ما اینچنین است ؟
آیا این عروس مشکل هزینه داشته ؟
آیا www.scnow.com در گزارشی به قلم استیو اسمیت با درج این مطلب که نوشت: روز بیست و نهم آوریل، شاهزاده ویلیام و کیت ویلیام در وست مینیستر ابی (Westminster Abbey) مراسم عروسی پر هزینه خود را برگزار خواهند کرد. نفهمید که این زوج مشکل لوازم آرایی نداشته اند ؟ نمیدانست آنها از داشتن هیچ نوع برند آرایشی محروم نبوده اند ؟
برآورد می شود هزینه این مراسم بالغ بر چهل و هشت میلیون دلار باشد. آیا اگر این عروسی در ایران انجام می شد 40 میلیون دلار هزینه فر و شینیون و رژ و مانیکور و ... عروس نمیشد ؟ و هشت میلیون باقی کل مراسم ؟؟؟
چرا رسانه های ما ندیدن این عروس بی آرایش و این داماد زیر ابرو برنداشته و مو به فلان مدل نداده ! آیا برای رسانه های ما فقط نشان دادن کالسکه تشریفات سلطنتی و اطلاع مردم از این ضیافت مجلل سود دیگری نداشت ؟ ( گرچه اطلاع آن نیز بی تحلیل سود نداشت )
توصیه میکنم به این خانوم بازیگر که با دقت تصاویر این عروسی رو ببینه که در قلب بریتانیا برگزار شد و عروسش لاک قرمز نداشت !

آهایییییی مریم مقدس من !! چرا این چنین صورت معصوم مادر عیسی ابن مریم را به ابتذال کشیدی ؟
مگر نه اینکه تو بازیگر نقش یکی از پنج زن اسوه عالم بودی ؟ تصویر من از تو تصویر چهره مقدسی است .آیا شما در مراسم افتتاح رنگ بیشتری از این عروس بریتانیایی نداری؟

برگردید بالا ! دوباره به تصویر عروس انگلیسی بنگرید !
آیا حضور بانوان ( البته نه همه ) در عروسی های ما با چنین لباس پوشیده ای است ؟
خانم اوتادی ! شما بازیگر سینما ی جمهوری اسلامی هستید ! آیا آرایش چهره عروس ماسونی بریتانیا نزدیک تر نیست به اخلاق و آداب اسلامی؟

برای تصاویر زننده تر و بیشتر و عمیق تر سرچی کنید در گوگل ! تا بیشتر بهرمند شوید و اگر شک دارید در غروب همین روزها به تالار وحدت مراجعه کنید . فراوانند هنرپیشگان آکواریومی که برای زنندگی و تهوع رقابت میکنند !
آما حرف آخر !
جناب ضرغامی و همه مدیران این سرزمین ! من جای شما بودم از عروس بریتانیایی در کنار همه انتقادها ی صحیح و درستی که نمودید برای بازیگران سینما و سازمان های شما نیز صحبت میکردم ... برای همه آنها که در سریال ها آنچه را که نیست می سازند و آنچه را که دوست نداریم می پوشند و آنچه را که غنا می دانیم می نوازند ! برای آنان که از شهدا و فقط نماد نشان می دهند آن هم نا صحیح و برای آنان که با رانت و مافیا سعی در پایمال کردن ارزشها دارند ! البته این با حضور نیروهای حزب اللهی و متعهد در سازمانها و مردم غیرتمند هرگز پیروز نخواهند شد . هرچند که سیاهی لشکرشان فزون تر از سپیدی ما باشد . چرا که وعده اللهی این است و خداوند وعده داد مستضعفان وارثان زمینند.
|
"زمانی که نیروهای انگلیسی و دیگر متفقین تهران را اشغال کرده بودند، «حسین گل گلاب» تصنیف سرای معروف، از یکی از خیابان های معروف شهر می گذرد.
او مشاهده می کند که بین یک سرباز انگلیسی و یک افسر ایرانی بگو مگو می شود و سرباز انگلیسی، کشیده محکمی در گوش افسر ایرانی می نوازد. گل گلاب پس از دیدنِ این صحنه، با چشمان اشک آلود به استودیوی «روح الله خالقی» (موسیقی دان) می رود و شروع به گریه می کند.
«غلامحسین بنان» می پرسد ماجرا چیست؟ او ماجرا را تعریف می کند و می گوید:
«کار ما به اینجا رسیده که سرباز اجنبی توی گوش نظامی ایرانی بزند!» سپس کاغذ و قلم را بر می دارد و با همان حال، می سراید:


ای ایران ای مرز پرگهر
ای خاکت سرچشمه ی هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
دشمن! ار تو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم...
همانجا، خالقی موسیقی آن را می نویسد و بنان نیز آن را می خواند و ظرف یک هفته، تصنیف «ای ایران» در یک ارکستر بزرگ اجرا می شود.
سرود «ای ایران» دقیقا در ۲۷ مهر ماه سال ۱۳۲۳ در تالار دبستان نظامی (دانشکده افسری فعلی) و در حضور جمعی از چهرههای فعال در موسیقی ایران متولد شد."
منبع .www.gtalk.ir/thread6652.html
ای ایران ای مرز پر گهر
ای خاکت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان
پاینده مانی و جاودان
ای … دشمن ارتو سنگ خاره ای من آهنم
جان من فدای خاک پاک میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
سنگ کوهت دُر و گوهر است
خاک دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل کی برون کنم
برگو بی مهر تو چون کنم
تا … گردش جهان و دور آسمان بپاست
نور ایزدی همیشه رهنمای ماست
مهر تو چون شد پیشه ام
دور از تو نیست، اندیشه ام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران من
ایران ای خرم بهشت من
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیکرم
جز مهرت بر دل نپرورم
از … آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم
مهرت ار برون رود چه می شود دلم
مهر تو چون، شد پیشه ام
دور از تو نیست، اندیشه ام
در راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما
پاینده باد خاک ایران ما
پ.ن نمی دونم چرا ...ولی خوبه بدونین خیلی از این سبزها آرزوی اومدن انگلیس به کشورمون رو دارن