
برای بچههای دهه ۶۰ و ۷۰ که تنها از جنگ و دفاع مقدس خاطرات و روایات بزرگترها را شنیده بودند سوریه و ماجرای جنگ و حضور مدافعان حرم در آنجا تکرار تاریخ شد تا خود را در میدان عمل و جهاد بیازمایند. درسها و وقایع همانی بود که از دفاع مقدس شنیده بودند، دفاع مقدس نیز صحنهای کوچک وام گرفته از واقعه کربلا بود، همه این وقایع زنجیروار بخشی از تاریخ را رقم زدند که جبهه حق در مقابل جبهه کفر ایستاد تا جلوی تحریف و نابودی اسلام را بگیرند.
در همه این وقایع میتوان ردپایی از یاران و دشمنان امام حسین (ع) را اینبار در افرادی جدید دید، روح حبیب را در رزمندگان میانسال میدان دفاع مقدس و جبهه مقاومت از برونسی گرفته تا سردار همدانی دید، وهب را در کالبد شهدای اقلیت دوران دفاع مقدس پیدا کرد که برای یاری از دین خدا و مقابله با دشمن به میدان رفتند و حر را در آنها که نور ایمان و یقین بر دلهایشان تابید و متحول شدند و به صف خوبان پیوستند.مانیز قاب این راد مرد تاریخ دفاع ار مرز بوم را ترسیم کرده ودر سلولهای جان وروحمان تررسیم کی می کنیم که همیشه بیاد تو هستیم.
باشگاه
خبرنگاران: مجری شبکه بی بی سی فارسی با انتشار عکسی از زنان محجبه با
تیتر: "آیا اسلام لندن را فتح کرده است؟" خشم و تعجب خود را از رشد بی
سابقه اسلام و زنان محجبه در شهر لندن ابراز کرد.
رعنا رحیمپور
مجری شبکه بی بی سی فارسی با انتشار عکسی در فیس بوک که از یک واگن مترو
شهر لندن از زنان محجبه گرفته تعجب و خشم خود را از رشد زنان محجبه سوال
کرده است Has Islam taken over London?" آیا اسلام لندن را فتح کرده است؟"
و نوشته است تنها زن بیحجاب آن واگن بوده!

از همین گریهها میترسند!
جوانهای ما خیال نکنند که مساله، مساله «ملتِ گریه» است! این را دیگران القا کردند به شماها که بگویید «ملت گریه»! آنها از همین گریهها میترسند، برای اینکه گریهای است که بر مظلوم است؛ فریاد مقابل ظالم است. اینها شعائر مذهبی ماست که باید حفظ بشود. اینها یک شعائر سیاسی است که باید حفظ بشود
امام خمینی(ره) |۳۰ مهر ۱۳۵۸
خیلی هنر کنید قرآن بخوانید و زیارت عاشورا، اما کیست که نداند شمر، حافظ قرآن بود. پسوند «حجت الاسلام» و «آیت الله» سند اعتبار و وجاهت کسی نبوده و نیست و نخواهد بود. اما کیست نداند که «عمرسعد» آن «اصغر کُپک» مختار نامه نبود و آیت الله العظمی عمر سعد کوفه بود.
شما خود را عمار دربار علی - احیانا- اگر ندانید، سرباز سید علی که - حتما- می دانید؛ اما کیست که نداند شمر سردار سپاه مولا علی در صفین بود و هم او سر قدسی حسین را روی «زانوی غم» نشاند. اثبات عشق با «نامه» ممکن نمی شود و رسم عاشقی به نوشتن هزاران نامه نیست؛
کیست که نداند شبث ابن ربعی - یک از آن هزاران بود که - نامه «فدایت شوم» به حسین نوشت و او را به کوفه خواند تا آخر سر، جزء همان ده نفری شود که بر پیکر مطهر حسین اسب تاختند. سند دلخوشی به رابطه خویشی را، تنها شیطان است که مهر و امضاء می کند.