حس خوبی است این خیال نازنینت ،
به سر دردهای کاری ام تسکین میدهد.
وقتی به خنده هایت فکر میکنم انگار نقشی متفاوت در شاهکار خداوندی می بینم . خنده هایت امید را پروار میکند.
آرزو را پرواز میدهد.
خانه ام را آذین می بندد. و فرزند عزیزم را نورمی بخشد .
عزیزتر از جانم همیشه می دانم گوشه آن خنده هایت جایی برای نشستن من هست .
زینبم :
عصرها چای داغ با قند چشمانت چه می چسبد وقت غروب ...
عزیزم وقتی که از کمند کار می گریزم و به آشیانه گرم و نرم نگاهت پا میگذارم
وقتی چشم در چشمت میشوم و با لحنی آرام مرا سلام می دهی حس دوست داشتنت همه وجودم رافرا میگیرد. خدا را شکر عزیزم ، خدا را شکر که تورا دارم
سلام عزیزم
شیوه ی نامه نگاری این است که سلام را ابتدا میکنند
اما این نامه شروعش از اینجاست دلبندم!
پس
سلام بر خنده های دلنشین همیشگیت
سلام ای همه وجودم
زیباترین و باشکوه ترین لحظه با تو بودن هنگامی ست که آغوش مهربانت را برایم باز میکنی تا از عطر با تو بودن سیراب شوم .
پس بدان عزیزترینم
عاشقترینم
همسر خوب و دوست داشتنی من
تا تو هستی ، من نیز هستم و عاشقانه دوستت خواهم داشت .
عزیزم تو خوب می دانی که من دلبستهی توام ...
گاهی وقتا یه حرفی هی تو دلم میمونه و میخوام بگم ولی انگار نمیشه. اومدم خودمو سبک کنم و برم. اومدم بگم من دلبستهی توام، نه فقط وابسته. اون چیزی که منو بهت وابسته کرده، دلبستگی من به تو ست. چون تو همه ی زندگی و دنیای منی عزیزم ... خیلی دوستت دارم ...
احساس میکنم بازهم نتوانستم آنچه را که در دل دارم بر روی این صفحات جاری کنم .
فقط بگویم که در کنارتو بودن را با هیچ چیزی در دنیا عوض نخواهم کرد ...عزیزم این روزا چه لحظات خوب و شیرینی رو باهات گذروندم. چقدر احساس غرور کردم از بودن در کنار تو، از اینکه نزدیک توام، عزیزترینم ... لذت میبرم از اینکه تو رو دارم، از اینکه منو دوست داری، از اینکه با توهستم در همهی لحظات، و از اینکه در کنار تو بودن رو هر لحظه حس می کنم، احساس راحتی و آرامش میکنم ، وقتی شادی رو توی وجودت حس می کنم، وقتی میخندی و دنیا رو بهم میدی، وقتی احساس مادرانهی تو رو – که قشنگترین حسیه که در وجود تو سراغ دارم – نسبت به دخترمون میبینم دلم میخواد زندگی کنم و تا میتونم تکرار این لحظات رو جشن بگیرم...
عزیزترینم ...
حالا که بعد از چند سال از زندگی مشترکمون احساس میکنم عمق علاقه ای من به تو چندین برابر شده و هر روز داره به اون اضافه میشه ...عزیزم چی میتونم بگم غیر از چیزایی که همیشه برات میگم و هیچوقت نه برای من، و نه برای تو تکراری نمیشه ... میخوام باز هم چیزی رو تکرار کنم که میدونم از ته دلت و با تمام وجودت احساس میکنی.
و اون هم چیزی نیست جز اینکه باز تکرار کنم خیلی دوستت دارم عزیزترینم ...
مثل هر سال من شرمنده روی گلت هستم . ولی با این حال دوست دارم وقتی روز ت رو بهت تبریک میگم نگاه قشنگ چشمات رو ببینم. عزیزترینم، هر چی که میخوام بگم و بنویسم، نمیتونم احساسمو بیان کنم البته خودت حس میکنی احساس منو نسبت به خودت .
احساسی که با تو بودن به من میده خیلی بیشتر از اونیه که قابل گفتن و نوشتن باشه.
خوشحالم که احساسمو حسش میکنی، خوشحالم که دوستش داری، و خوشحالم که این احساس مشترکمونه ...
و برای جمله آخر می گویم خانوم گلم، خیلی دوستت دارم و به داشتنت افتخار میکنم ...
۱۳۹۱/۲/۲۵
پیشاپیش روز مادرو روز زن بر همه شیر زنان ایران اسلامی مبارک باد
مرد انگلیسی از یک شیخ مسلمان پرسید:
«چرا در اسلام زنان مسلمان اجازه ندارند با مردان مصافحه کنند؟»
شیخ گفت: « آیا تو میتوانی دستهای ملکه الیزابت را بگیری؟»
مرد انگیسی گفت:« البته که نه، فقط افراد خاصی هستند که میتواند با ملکه مصافحه کنند.»
شیخ جواب داد: «در اسلام بانوان ما ملکه هستند و ملکه هارا با مردان غریب مصافحه ای نیست.
خواهران من قدر خود بدانید در اسلام شما چنین هستید...


دلتنگ توامروز شدم تافردا
فرداشدوبازهم توگفتی فردا
امروز دلم مانده ویک دنیا حرف
یک هیچ به نفع دل تو تا فردا....
الهم عجل لولیک الفرج
التمـــــــــــــــــــاس دعــــــــــــــــــای فــــرج
امروز وقتی در برخی سایتهای خبری گشت میزدم خواندم که ((آرمیتا)) خواب پدر را دیده و این روزها بهانه پدر را میگیرد و دلتنگ اوست ،
بغض گلویم را فشرد که تاب نیاوردم و نتوانستم اشک هایم را بر گونه هایم رها نکنم .
پیام هایی که فرزندان شهیدان برای این نوشته گذاشته بودند را نیز خواندم .
دلم گرفت !
و پربهانه تر شد دلم برای گریستن .!
فرزند شهیدی نوشته بود:
آرمیتای عزیز ! من هم در چهلم شهادت پرم به دنیا آمدم و دلم بسیار بهانه میگیرد ، با آن که 30سال از آن روزها گذشته است .
فرزند شهید دیگری نوشته بود :
من هم سه ساله بودم که پدرم در شکست حصر آبادن شهید شد.
یا پیام دیگری که تمام واژگان را به لرزش در می اورد این بود:
من نیز پدرم در منطقه سر پل ذهاب در عملیات مرصاد مفقود شد و 20 سال است انتظار آمدنش را دارم ...
اینها را که دیدم دلم پر شد از دلتنگی وبی تابی !
بغض کهنه گلویم ملتهب شد و چشمان خیس مرا وادار به اقرار کرد که هر چه هست در این سرای دل نهفته است .
نمی دانم آرمیتا در لحظه شهادت پدرش که به گفته مادرش در محل شهادتش حضور داشت آن موقع چه گفته و لحظه پرواز را چگونه به خاطر سپرده، ولی فقط می دانم که پرواز پدر ،فراموش نشدنی ترین لحظه برای آرمیتا خواهد بود که جاودانه در ذهنش و در جای جای زندگیش نقش خواهد بست!
رحم کن ای دل شکسته من!
مضراب بیقراری ام دیگر خوش آهنگ نیست. وقتی می خواهم با واژه ها زندگی کنم ،
گفتند: تمام کن این قصه را و با کاروان دل همراه شو!
گفتم : پای آمدنم نیست و من فرو ریخته ام ، هر چند از فاصله ها گریزانم !
می دانم آرمیتا نیز می خواهد برود ، اما پای رفتنش نیست .
او هنوز دوران خردسالی اش را سپری می کند و بازی با عروسک ها نیز نتوانسته او را از یاد پدر دور نگه دارد که خواب اور را می بیند.
عزیزانم ....آرمیتا!! فرزند شهید داریوش رضایی نژاد می داند که تمام فرزندان شهیدان این سرزمین حرف ها ، غصه ها و قصه های او را می فهمند و با او همراه و همدلند و با تلنگری در می یابند شب های آرمیتا چگونه خورشید را به تماشا می نشیند !
زیرا همه شهدا دلتنگی شان را به دلتنگی های آرمیتا گره میزنند . و ستارگان را به انتظار خورشیــد بــه تماشا می نشینند.
اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی السبیلک

تا به حال به این فکر کردید که توی دنیا چندتا نامه عاشقانه نوشته شده؟ خودتون چندتا نوشتید؟ چندتا واستون نوشتن؟ فکرش رو بکنید از زمانی که کاغذ اختراع شده این نامه نگاری ها هست؛ الان دیگه مدرن شده و با اس ام اس و ایمیل انجام میشه.
فکر کنید چندتا از این نامه ها واقعی بوده؛ چندتا سرکاری. به چندتاش جواب داده شده و چندتاش بی جواب مونده. نمیخوام آمار بدم که X درصد واقعی و XX درصد دروغی؛ فقط میخوام یکم فکر کنید.
نامه عاشقانه!!!
اسم قشنگی داره و متنی زیباتر از اسمش. ولی مصدر چندتا از این نامه ها دل بوده و هوس نبوده؛ مقصد کدوماشون دل بوده و چشم نبوده؟ کدوم نامه ها به قداست ختم شده و کدوماشون به کثافت؟
باور کنید دلی که عاشقه زبونش لاله؛
فقط چشمش میبینه و گوشش میشنوه و لبخندش تأیید میکنه.
دلی که عاشقه زبونش به تملق نمی چرخه.
دلی که عاشقه... عاشقه !