سلام دوستان عزیزم
مرا بدلیل غیبت طولانی می بخشید ... به خاطر درس و ...

در روایت آمده بیشترین افرادی که به جهنم می روند به خاطر زبانشان است. هفتاد گناه پای زبان می نویسند.
این هفتاد گناه چیست ؟
خداوند در قرآن کریم به نعمت زبان اشاره فرموده و می فرماید: «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خلق الانسان عَلَّمَهُ الْبَیانَ»1 زبان عمده ترین وسیله ای است که مردم به کمک آن با یکدیگر ارتباط فکری برقرار می کنند و ایجاد تفاهم و انتقال مفاهیم از طریق زبان صورت می گیرد. در یک جمله زبان ملاک ارزش و معرف شخصیت انسان و ترازوی عقل اوست. حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «المرءُ مخبوء تحت لسانه؛2 شخصیت هر کس در پی زبان اوست» زبان با تمام فوائدی که برایش ذکر می شود مفاسد و آفاتی نیز دارد که باید آنها را شناخت تا با کنترل زبان، از ابتلاء به آن آفات پیشگیری و اجتناب ورزید. در قرآن کریم آمده است: ای کسانی که ایمان آورده اید نباید قومی قوم دیگر را مسخره کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و نباید زنانی زنان دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند.از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید، چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند.»3 خداوند در آیه دیگر می فرماید: وای بر هر بدگوی عیبجویی.« وَیْلٌ لِّکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ.» 4 راه نجات در چیست ؟ در روایتی داریم که حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم.»5 شخصی به آن حضرت عرض کرد که: راه نجات چیست؟ فرمود: زبان خود را نگاه دار.6 و دیگری عرض کرد که: از چه چیز بیشتر بر من ترسیده شود؟ زبان او را گرفت و فرمود: این و فرمود بیشتر چیزی که مردمان را داخل جهنم می کند زبان است و شهوت.7 حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید:«به خدا سوگند، باور نمی کنم بنده ای زبانش را حفظ نکند تقوائی سودمند به دست آورد.»8 پیامبر اکرم می فرماید: «بیشترین مردم به خاطر گناه و آفت زبان به جهنم می روند.» که در اینجا به بعضی از آنها اشاره می کنیم.9 در روایتی داریم که حضرت رسول ـ صلی الله علیه و آله ـ فرمود: «هر که متعهد شود محافظت آنچه میان دو فک اوست که زبان باشد، و آنچه میان دو پای اوست، من از برای او بهشت را متعهد می شوم» گناهان زبان : 1. غیبت. 2. نمیمه. 3. دروغ. 4. دو زبانی. 5. بهتان و افتراء. 6. قذف. 7. افشاء اسرار مؤمن. 8. دشنام 9. لعن و نفرین. 10. طعن و شماتت. 11. سُخریه و استهزاء. 12. مدح. 13. اظهار غضب. 14. غنا. 15. کثرت مزاح و خنده. 16. مراء و جدال. 17. خصومت.18. سؤال عوام از امور مشکله. 19. تکلم بدون علم. 20. تکلم بی فایده. 21. منکر خدا شدن. 22. غیر خدا را پرستش کردن. 23. دروغ بستن به خدا. 24. تکذیب آیات خدا. 25. کفران نعمت. 26. از خدا شکوه کردن. 27. اظهار ناامیدی کردن از خداوند. 28. به خداوند دشنام دادن. 29. نسبت فرزند به خدا دادن. 30. نسبت بی عدالتی به خدا. 31. ادعای خدائی کردن. 32. از خدا درخواست بیجا کردن. 33. دعای خیر برای ستمگران. 34. نفرین کردن. 35. چون و چرا کردن در کار خدا. 36. خدا را متهم کردن که به قتل امام حسین راضی بوده. 37. با دشمنان خدا اظهار دوستی کردن. 38. منکر رسالت پیامبر شدن. 39. پیامبر را مجنون خواندن. 40. اسرار امامان معصوم را فاش کردن. 41. از سخن امام عیب گرفتن. 42. برای ظهور امام زمان وقت تعیین کردن. 43. ادعای امامت کردن. 44. حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستن. 45. احکام را با قیاس سنجیدن. 46. به ناحق شهادت دادن. 47. تفسیر به رأی کردن قرآن. 48. مؤمن را خوار کردن. 49. فاسق را عزیز شمردن. 50. مؤمن را ترساندن. 51. اظهار فقر و تنگدستی کردن. 52. راز خود را به دیگران گفتن. 53. به پدر و مادر اُف گفتن. 54. عیبجوئی کردن. 55. نسبت زنا به کسی دادن. 56. خلافکار را تشویق کردن. 57. مؤمنان را با القاب زشت خواندن. 59. به مال و منال دیگران غبطه خوردن. 60. وعدة دروغ دادن. 61. صفات نیک زنان را به نامحرمان گفتن. 62. با زن نامحرم شوخی کردن. 63. فال بد زدن. 64. عذرتراشی برای ظلم ظالمان. 65. سخن برادر مسلمان خود را قطع کردن. 66. پیشگویی و کهانت. 67. منّت کشیدن. 68. با خواندن قرآن کسب روزی کردن. 69. امر سلاطین را امر خدا دانستن. 70. در کیفیت خدا سخن گفتن.10
به نام خدا
گفت: فقیرم
گفتند: نیستی
گفت: فقیرم! باور کنید.
گفتند: نه! نیستی
گفت: شما از حال و روز من خبر ندارید.
و حال و روزش را تعریف کرد. گفت که چقدر دست هایش خالی است و چه سختی هایی شب و روز می کشد. ولی امام هنوز فقط نگاهش می کردند.
گفت: به خدا قسم که چیزی ندارم.
گفتند: صد دینار به تو بدهم حاضری بروی و همه جا بگویی که از ما متنفری؟ از ما فرزندان محمد (صلی الله علیه و آله و سلم).
گفت: نه! به خدا قسم نه.
گفتند: « هزار دینار»؟
گفت: نه! به خدا قسم نه.
گفتند: دهها هزار؟
گفت: نه! باز هم دوستتان خواهم داشت.
گفتند: چطور می گویی فقیری وقتی چیزی داری که به این قیمت گزاف هم نمی فروشی؟
«چطور می گویی فقیری وقتی کالای عشق به ما در دارایی تو هست؟»
برگرفته از کتاب خدا خانه دارد.
دیروز یکی از دوستانم که در آزمون جامعة الزهرا شرکت کرده بود، پرسید:
ـ جامعه محیطش بستهس؟
ـ نه
ـ یعنی میشه آرایش کرد؟
ـ چی؟!!!
ـ آرایش. میشه آرایش کرد؟
ـ جامعة الزهرا رو میگی دیگه؟!!!
ـ آره، نمیذارن آرایش کنید؟
استاد دانشگاهمان میگفت:
توی دانشگاههای درست و حسابی آمریکا و اروپا، آرایش کردن و همراه داشتن لوازم آرایش ممنوعه. چون دانشگاه جای درسه. نه چیز دیگه.
یک خاطره از دانشگاه خودمان:
استاد: اینجا رو غلط نوشتی، درستش کن.
(دانشجو دارد کیفش را به هم میریزد.)
استاد: خودکار پیدا نکردی؟ با خط لبت بنویس!
تصورش را بکنید به دانشجوهای ما بگویند آرایش کردن ممنوع!
کوی دانشگاههاست که طغیان خواهد کرد..
و فریادهای «ما آزادی میخواهیم» است که بلند خواهد شد..
و ...
اجازه بدهید ادامه ندهم!

بعضی وقتها فکر میکنم کشورهای پیشرفته نشستهاند و به حال ما جهان سومیها میخندند که داریم فرهنگ و تمدن و آزادی را توی این کیفهای آرایشی جستجو میکنیم.
و من چقدر خوشحالم که جامعة الزهرا جای درس خواندن است نه چیز دیگر...
برای خودم شخصیت قائلم

یکی از دوستانم از من خواست تا برای خرید مانتو همراهیش کنم!
ما هم که وقتمان آزاد! با کلی مِن مِن کردن رویش را زمین نزدم و قبول زحمت کردم...
قیمت ها سرسام آور بود، داخل یکی از مغازه ها که شدیم، فروشنده گفت :
"این مانتو ها این قیمت است، ولی چون این ردیف مطابق رنگ سال است قیمتش اینقدر گران تر است" !
من هم پیش دستی کردم و به دوستم گفتم:
" خریدن لباسی که با مد سال باشد سه ضرر دارد: 1 ـ چپ و راست هر کسی را ببینی این رنگ و نوع لباس به تنش دارد و این یک خرده (از یک خرده هم بیشتر) لوث است!
2 ـ سال دیگر که مد سال عوض شد دیگر نمی توانی این را بپوشی، چون به تو می گویند عقب مانده!
3 ـ به جبر مد سال ، نمی توانی طبق سلیقه ات عمل کنی و این یعنی شخصیت خودت را دست کم گرفتن! "
این ها را که گفتم نگاهم کرد و گفت: " بخاطر خودم هم که شده، واینکه بگویم خود کم بین نیستم و خودم به سلیقه ام احترام می گذارم، و اینکه کسی حق ندارد به من مدل لباس تعریف کند و من را زیر سوال ببرد، طبق سلیقه ام عمل خواهم کرد..."
فروشنده دهانش باز ماند نگاهی به هردویمان کرد و گفت :" اگر همه مثل شما فکر کنند که دیگر سال به دوازده ماه کسی برای خرید لباس پیش ما نمی آید!"
بغض گلویش را گرفته بود!!!
چرا جنگیدیم ؟؟؟
شنیده بودم وقتی اسراییل می خواست مناطقی از کشور فلسطین را بگیره هر بار که لشکر کشی می کرد زنان اون منطقه را لخت می کرد و در ماشینهای حمل سرباز سوارشون می کرد و همراه لشکر می برد مردم فلسطین که این حرفها را می شنیدن به خاطر بیم از بی آبرویی ؛ قبل از اینکه لشکر به شهر یا دهشون برسه آنرا خالی از سکنه می کردند و پا به فرار می گذاشتند
شنیده بودم در زمان رضاخانی ؛ روسیه وقتی به ایران لشکر کشی کرده بود (بعضی) سربازان روسی در خونه ها را می زدند و تقاضای ماتیشکا (زن) می کردند (البته حق را باید گفت به زور زن مردم را نمی بردند هر زنی جنبه اش را داشت خودش به اختیار ...)
همیشه به این مطالب شک می کردم چون اصلا در چنین فضایی که کشور اشغال بشه متولد نشده بودم
ولی وقتی کشور عراق اشغال شد خبر اینکه چطور سرباز آمریکایی موقع بازرسی بدنی یک دختر عراقی ؛ شهوتی شده بود و شبانه با دوستاش به خانواده اون دختره حمله کرده بودند و بعد از تجاوزجنسی با دختر؛ خانواده را از دم تیر گذرانده بودند مثل توپ در رسانه ها چرخید حتی فیلمی نیز از اون ساخته شد
وقتی کشور عراق اشغال شد و بعضی عکسهای شکنجه و انواع راههای کشتن مردم عراق ؛ توسط سربازان اشغالگر که به عنوان کارت پستال به دوستانشون فرستاده بودن به بیرون درز کرد
وقتی کشور عراق اشغال شد و در رسوایی زندان ابوغریب عکسهای لخت مردان عراقی را دیدم حاکی از این بود که در کدامین زندان؛ زنان لخت شده عراقی را نگه می دارن و بزور شکنجه حرف ازشون می کشن که بگو شوهرت کجاست
بگو برادرت کجاست ؛ بگو پسرت کجاست
وقتی جنگ بوسنی رخ داد
نسل کشی بی سابقه ؛ زنان تجاوز شده و... (رسانه ها هم که اجازه نشر این فجایع را نداشتند و غرب با تمامی حقوق بشر که به یدک می کشید ساکت بود) حاصل این جنگ بود
سربازدشمن که به اسیر گرفته شده بود یه خاطره تعریف می کرد می گفت در آموزشهای رزمی نحوه بریدن سر از بدن را و... را آموزش می دادن و آموزشها را روی خوکها انجام می دادیم می گفت موقع جنگ بوسنی فرمانده صدایم زد و چند تا اسیر بوسنی کنارش بود گفت سرباز ؛ آموزشهایی که دیدی روی بوسنی ها انجام بده
فقط بعد از جنگ بوسنی ؛ این گورهای دسته جمعی بود که بما نشانی از زجرهای وارده بر مردم بوسنی را می داد
همه وهمه اینها حاکی از این است که در جنگ ؛ آثار باستانی و نفت ؛ منابع طبیعی و قاچاق اعضا وو .. به یغما نمی ره بلکه جلوی چشمان شما خواهر و مادر و همسر شما را نیز می توانند به یغما ببرند
وقایع جنگها بمن فهماند
به خاطر ناموس جنگیدن یعنی چه؟
به خاطر وجب وجب خاک وطن خون دادن یعنی چه؟
بغضهای در گلو مانده مادران شهید یعنی چه؟ وقتی می بینند...
بغض گلویش را گرفته بود!!
چرا جنگیدیم؟؟؟
آهسته زمزمه کرد نه نه من به خاطر اینا نجنگیدم استغفرالله من به خاطر خدا جنگیدم
او جانباز بود واز وضعیت پوشش زنان جامعه و ... رنجیده خاطر

روزهای فروردین تند تند می گذرد
پشت دیوار دلمان ، همهمه ی عجیبی است
کسی صدا می زند : یافاطمه
اهالی انتظار ، نگاهشان آبستن اشک است . . .
و از ابر چشم هایشان مدام واژه های التماس چکه می کند
امام لحظه هایمان که بودنت کهنگی روزگار ما را تازه می کند و تاریکی ثانیه هایمان را روشن،
گهگاهی به ما دور ماندگان از مدینه سری بزن
اللهم عجل لولیک الفرج
