ایران سبز
ایران سبز

ایران سبز

ترقی و مدرنیته

غربی‏ها در حالی که ما را قتل عام و غارت می‏کردند از مدارا و ترقی و مدرنیته سخن می‏گفتند و مدرن شدن را غربی شدن و سکولاریزه شدن، معنا می‏کردند که به مفهوم ترک دین و اخلاق و زیر پا نهادن استقلال ملی، غرور انسانی و منابع اقتصادی کشور بود و هرگونه مقاومت مردمی در برابر اشغالگری و کودتاهای امریکایی و انگلیسی و صهیونیستی را نوعی توحّش و مقاومت در برابر مدرنتیه می‏خواندند.

از یادشان نبریم !!!!

 نمی دانم چرا هر بار از «شهید» می نویسم، عطر لاله ها، بی شائبه به مشامم می رسد.«شهید» کلمه ای است که هر چه بخوانی اش تازه تر می شود.شهادت درختی است که هر چه بیشتر از او بچینند بیشتر بار می دهد.چشمه ای است که هر چه از او آب برداری، بیشتر فوران می کند.شهادت، آبشاری معکوس است که بر ستون های آسمان جاری است.شهادت، پله کانی است که خدا آن را بر دیوار قدیمی جهان گذاشته است تا هرکس دلش برای چیدن ماه تنگ شده، از آن بالا برود.مگر نگفته اند که «شهادت نردبان آسمان بود»حالا «شهید» رفته است و نامی از خود برای تنهایی ما به یادگار گذاشته است.حالا او آن قدر دور رفته است که بگوید از جنس دنیای ما نیست، از جنس دنیای ما نبود ...حالا می دانیم که هر چه بیشتر خواب، پلک هایمان را سنگین می کند، عطر جادویی درخت شهادت را کمتر حس می کنیم.امّا یادمان نرود که میله روزها آن قدر مقابل چشمانمان را سیاه نکنند، تا چهره معصوم او را از یاد ببریم.یادمان باشد که قاب عکس او را از طاقچه خاطرات، پایین بیاوریم و هر عصر پنج شنبه هم که شده با دستمال گریه، پاک کنیم.یادمان باشد که «شهید» و «شهادت» را از یاد نبریم.

1


به خاطر نظر پست قبلی

 وقتی به خاطراتِ سال‌های «اصلاحات» باز می‌گردم و روزنامه‌های زنجیره‌ای را به خاطر می‌آورم همین «فحاشی» را می‌بینم. و می‌بینم نسلی را که با خواندن فحش‌های برآمده از قلم «مصلحان» بزرگ شده است... افسوس میخورم  

دوستان قبل از فحاشی لطف کنن و یه سری به روزنامه ها بزنن بعد بیان و هر چی دوست دارن فحش بدن
غرض از گفتنِ این‌ها و شاید بهانهٔ این گفتن، نظر یکی از دوستان گلم در پست قبلی بود .
نکتهٔ جالب دربارهٔ «رفقای سبز بی دین»، و «راست کج فهم که از نردبان دین بالا می روند »  این که  دوستان راستی از ابزار دین برای رسیدن به مقاصد شومشان استفاده می کنند و دوستان چپی نیز دین را ذبح می کنند و لائیک به تمام معنا هستند.
بله. این نسلی است که پا به عرصه وجود گذاشته اینگونه بزرگ شده اند و فحاشی های این دوگروه را دیده است ولی می خواهم بگویم نسلی که فحش دیده، فحش شنیده و فحش داده است. نسلی است سوخته که آموخته است که در جواب فحش، فحش بدهد. سخت است که دیگر بتواند ایران را بسازد ...
و وای بر چنین نسلی. از هر طیف و سلیقه که باشد، باشد.
یک نکته هم بگویم: این‌روزها همه طنازند؛ اما با وجود این همه مدعی، جای «گل‌آقا» همچنان خالی است.

دمکراسی به سبک اصلاحات سبز

خوشگل فکرهای کاسه لیس غرب، غیرتمندی و انسانیت را از این دختر آمریکایی بیاموزند!

اگر این دختر یهودی بود، در امریکا رئیس جمهور هم... می شد!
چرا فمینیست های ایرانی خفه خون گرفته اند!
جنایت کاران اسراییلی، دختر آمریکایی را کور کردند+عکس

 

سربازان رژیم صهیونیستی یک دختر 21 ساله آمریکایی را که در حال اعتراض به جنایات این رژیم بود، با شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به صورت وی کور کردند. به گزارش شبکه ایران به نقل از روزنامه صهیونیستی هاآرتص، سفارت ایالات متحده در تل‌آویو خواستار تحقیق در خصوص چگونگی نابینا شدن یکی از اتباع خود در جریان پرتاب گاز اشک‌آور از سوی نیروهای اسراییلی شد.

روزنامه هاآرتص در گزارش خود آورده است که "امیلی هنوکوویکز" 21 ساله اهل نیویورک، از 6 هفته پیش به عنوان دانشجوی خارجی

به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب ...

رقیب ناکام آرای باطله -کروبی

 


از رقیب ناکام آرای باطله در انتخابات سال گذشته چه خبر؟ اخبار موثق از افسردگی شدید کروبی به ویژه پس از سپری شدن سالگرد انتخابات بی هیچ حادثه ای حکایت می کند.
افراد آگاه می گویند کروبی به دنبال سپری شدن توأم با آرامش سالگرد انتخابات (22 خرداد) و سپس سالگرد تحرکات گروهک های جبهه ملی و منافقین (25 و 30 خرداد) دچار افسردگی مضاعف شده است به ویژه اینکه او و دوستش از سر لاعلاجی، با محاسبه ریزش کامل عقبه اجتماعی فتنه مجبور شدند راهپیمایی خود اعلام کرده را پیشاپیش لغو کنند و در عین حال در بیانیه لغو راهپیمایی تلویحاً اذعان کنند که حرکات 8 ماهه پس از انتخابات تا 22 بهمن اقداماتی غیر عقلانی بوده است. این اقدام سردرگم و پر از تناقض باعث شده اپوزیسیون ورشکسته همه کاسه کوزه ها را بر سر کروبی و موسوی بشکند و آنها را متهم به ترس و خیانت و هدر دادن فرصت ها؟! کند.
براساس این گزارش، استیصال کروبی هنگامی کامل شد که وی برخلاف برنامه ریزی، موفق به بازداشت! و شانه خالی کردن از باری که زیر آن مانده بود، نشد. برخی از عناصر ضد انقلاب در محافل خودمانی و همچنین رسانه های زنجیره ای مکرراً گفته اند که اگر کروبی و موسوی کبریت بی خطر نبودند و برای رژیم فرصت سازی نمی کردند تا حالا باید دستگیر می شدند.
ظاهراً زیر این فشار سنگین چند جانبه بود که کروبی روز گذشته برای چندمین بار به سیم آخر زد و بیانیه ای مالامال اهانت و فحاشی را منتشر کرد. وی در این بیانیه، به جای اینکه به خوش خدمتی هایش به رژیم صهیونیستی و آمریکا و گروهک های ضد انقلاب اشاره کند، به ولایت فقیه حمله کرد و از اینکه رهبری نگذاشته رأی ملت و تبلور جمهوریت به غارت فتنه گران جاه طلب رود، ابراز خشم کرده است. این در حالی است که وی با روشن شدن نتایج و آگاهی از توهم موسوی، فرصت طلبانه وارد معرکه شد و 330 هزار رأی خود - کمتر از یک درصد کل آرا- را با 13 میلیون رأی داده شده به موسوی هم سنگ کرد و او هم مدعی تقلب در انتخابات شد تا توضیح ندهد با حیثیت خود چه کرده که تا این حد نزد افکار عمومی سقوط کرده است. او سپس دروغ بزرگ تر تجاوز را به استناد کسانی که بعدها معلوم شد اجیر شده MI6 انگلستان هستند و به انگلیس پناهنده شده اند، مطرح کرد که در قافیه این ادعا هم ماند.
اکنون باید دید در شرایطی که ضد انقلاب به کروبی به چشم مهره ای سوخته می نگرد و نظام هم وی را فرصتی برای سنجش شخصیت واقعی فتنه گران تلقی می کند، رفیق دو سر... شهرام جزایری با فلاکت خودساخته و افسردگی متعاقب آن تا کجا می تواند دست و پنجه نرم کند.