ایران سبز
ایران سبز

ایران سبز

توافق هسته ای

همین ابتدا به اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای و دولت  خسته نباشید و خدا قوت عرض می کنم و امیدوارم آنچه رئیس جمهور محترم به رهبری عزیز مرقوم فرموده اند هرچنه زودتر تحقق یابد.به عقیده بنده دولت تمام سعی خود را کرد و هر آنچه بضاعت داشت به میدان آورد تا به بهترین نتیجه ای که هدف گذاری کرده بود، در مذاکرات هسته ای دست پیدا کند.

صد البته توقع چنین توافقی بعد از جملات مشهور دکتر روحانی در فیلم و مناظره های تبلیغاتی ایشان می رفت و تعجب می کنم چرا برخی افراد ، گروه ها و رسانه ها ، صدایشان به هوا بلند شده که قرار ما این نبود! مگر غیر از این توقع داشتید؟! راستی جملات ایشان را در خرداد ماه و قبل از انتخابات ریاست جمهوری یادتان هست: "خیلی قشنگه سانتریفیوژ بچرخه، به شرط این‌که کشور هم بچرخد. اما اگر بنا باشد سانتریفیوژ بچرخد و کل کشور بخوابد، یعنی یک کارخانه نطنز را راه بیاندازیم و صدها کارخانه ما به خاطر نداشتن قطعات، مواد اولیه و تحریم دچار مشکل شود که یا بخوابد یا بیست درصد کار کند، این را ما نمی‌پسندیم."
اما تحلیل بنده از این توافق و اتفاقات بعد از آن
:

http://s1.picofile.com/file/8101707692/5_1.jpg

1-این توافق باید در این زمان حتماً صورت می گرفت،بنده در مورد مباحث فنی و حقوقی توافقنامه چون اشراف کامل ندارم صحبتی نمی کنم ولی در حد بضاعت و فهم خودم-از متن ترجمه شده- شاید می شد امتیازات کمتری داد و در عوض ما به ازای بیشتری گرفت.

2-چرا می گویم باید توافق در این زمان حتماً صورت می گرفت؟ دلیل آن اینست که دولت یازدهم قبل و بعد از انتخابات خردادماه 92 به گونه ای عمل کرد که تصور یک بخش بزرگ از جامعه اینطور شکل گرفت که حتماً غرب فقط در مسئله هسته ای با ما مشکل دارد و با کوتاه آمدن از برخی خواسته ها و حقوق خود در موضوع  مورد بحث می توانیم بر مشکلات اقتصادی هم غلبه کنیم. حال اگر این توافق صورت نمی گرفت این بخش بزرگ که منتظر چنین توافقی بودند سرخورده و ناامید به دنبال مقصر می گشتند و همان خطی که القاء می کرد همه مشکلات کشور در استفاده از "تمام ظرفیت علمی و فنی هسته ای" است ،گناه  آنچه هست و نیست را گردن طیف مخالف "نحوه مذاکرات" می انداخت و عده ای باور می کردند و نتیجه اینکه شعار برخی افراد در ماه ها و سالهای پیش رو می شد:"داشت همه چیز خوب پیش می رفت ولی نگذاشتند!"

3-در این مذاکرات مردم ایران تاحدودی به هم دستی و شبکه درهم تنیده استعمار پی بردند.سنگ اندازی های فرانسوی ها و رنگ عوض کردن انگلیس در مذاکره‌ی آخری و حرف های خصمانه کری و اوباما بعد از حتی توافق امضاء شده، نشان داد غربی ها هیچگاه مورد اطمینان نیستند و صادقانه با مسائل برخورد نمی کنند.مواضع دور از عقل و جنگ طلبانه اسرائیل در خلال مذاکرات نیز بار دیگر اثبات کرد دشمن درجه یک ایران،  اسرائیل غاصب است.

4-تقارن مذاکرات هسته ای ایران و 5+1 و تصویب کاپیتولاسیون در افغانستان با فشار آمریکا به مجلس لویی جرگه ودولت این کشور ، باردیگر به مردم ما یادآوری کرد نیت و هدف نهایی آمریکا در برخورد با ملتها به بردگی کشاندن و از بین بردن حقوق آنان است.اگر امروز با عزت زندگی می کنیم و دنیا روی ایران حساب می کند به دلیل پایداری و استقامت ملت ایران طی 35 سال اخیر است، وگرنه همچون افغانستان با یک دستور و اخم کردن به مقاصد خودشان می رسیدند.

5-غرب و به خصوص آمریکا نمی توانند پیشرفت ملت ایران را ببینند ،  به همین سبب در صدد این برخواهند آمد که به اشکال مختلف بهانه هایی را برای دخالت بیشتر در ایران و گرفتن امتیازات دیگر بتراشند؛پس منتظر آن روزها باشیم و از خلف وعده آنها تعجب نکنیم؛خاصیت استکبار دبه کردن و حقه زدن و دسیسه چینی است.

6-به عقیده بنده اشتباه بزرگ دولت یازدهم اصرار عجیب بر حل مشکلات اقتصادی از طریق گفت و گو با غرب و گره زدن این دو باهم است که می تواند خسارت هایی را به بار بیاورد و این دولت خودش قربانی اول آن باشد.آقای روحانی  روز یکشنبه(3/9/92) پس از حصول توافق میان ایران و 5+1 در نشست خبری می گوید: "دولت افتخار می کند که پیش از پایان صد روز این موفقیت بدست آمده است." این درحالی است که قبل تر و در زمان تبلیغات انتخاباتی ایشان و بعداً اعضای دولت وعده حل مشکلات اقتصادی ظرف صد روز و ارائه گزارش آن را به مردم داده بودند.حالا چطور یک توافق مبهم می تواند جای حل مشکلات اقتصادی را بگیرد الله اعلم،باید منتظر بمانیم و گزارش ایشان را ببینیم.نکته دیگر اینکه دولت یازدهم مشکلات پیش آمده در دولت قبلی را مدیریتی می دانست و با این علم پا به عرصه انتخابات گذاشت و قول 100 روز را داد و حالا تمام مشکلات فعلی را گردن دولت قبلی انداختن فرافکنی و بی انصافی است.

7-در زمان وعده حل مشکلات اقتصادی در تاریخ معین توسط آقای دکتر روحانی و تیم انتخاباتی ایشان بنده  این را بیشتر یک تاکتیک انتخاباتی می دانستم تا أمری واقعی،چون به لحاظ مدیریتی و ساختار اداری ما قبل از انقلاب مشکلات عدیده ای داشتیم و متأسفانه حتی با وقوع انقلاب اسلامی بخش اعظمی از این مشکلات ساختاری و اداری پابرجا ماند و این دولت چه قبل و چه بعد از انتخابات گویا برنامه ای برای اصلاح این ساختار نداشت و ندارد.راندمان پایین کارکنان دولتی و ادارات،حیف و میل بیت المال،نظارت ضعیف و گاهی برعکس! ، پارتی بازی،رشوه،قانون گریزی و دور زدن قانون،بروکراسی و کاغذ بازی بی حد و حصر و ده ها موارد دیگر از موضوعاتی است که هنوز ما با آن دست به گریبان هستیم و هر دولتی با هر سیاستی بیاید با این بدنه فشل و پوسید نمی تواند امور را به طور مطلوب انجام دهد.در زمان تبلیغات نیز تنها سعید جلیلی و تاحدودی محسن رضایی به تغییر ساخت اداری کشور اشاره داشتند و نامزدهای محترم دیگر دچار آفت شعار و قول های بی پایان بودند.حال دولت با این وعده کار خود را سخت کرده و تمام امیدش به مذاکرات و توافقی در 100 روز اول خلاصه شده بود که اشتباه استراتژیک دولت اعتدال است.به هرحال  مذاکرات و توافق حاصل شده در 100روز ابتدایی، مسکنی بود که فشار روانی بر روی دولت را کم کرد ولی باید دید درآینده چقدر اثربخش خواهد بود.هنوز بخش های اقتصادی دولت تحرک خوبی از خود نشان نداده اند وحتی نسبت به مرداد ماه 92 ،  16 سال عقب گرد کردند و برخی سیاست های اشتباه مانند کوپن ارزاق و حذف یارانه نقدی مطرح شد(!) ؛بخشهای مسکن،بانکها،صنایع و معادن،تعاونیها و حتی نفت و پالایش و پتروشیمی در این سه ماه بلاتکلیف و در اغماء هستند که اگر فکری عاجل برای آنها نشود به زودی شیرینی توافق با 5+1 به کام مردم تلخ می شود.

8-توافق اخیر طبق آنچه دولت می گوید و جو بوجود آمده در جامعه جای خرسندی دارد ولی این أمر مغفول نماند که دشمنی غرب و شرکایش با ایران فراتر از موارد هسته ای است که با یک یا چند توافق بر روی کاغذ ازبین برود و موجب دلخوشی و آرامش همیشگی ما باشد. آنها خواستار نابودی ایران و کانون اسلام ناب محمدی(ص) و به غنیمت بردن منابع ما و به ذلت کشاندن مردمان این سرزمین هستند. با شکستن ایرانی که الگوی کشورها و مردم مقاوم جهان در برابر سلطه استکبار است دیگر کسی هوس استقلال ، آزادی و جمهوری واقعی را تا سالها نخواهد کرد.همیشه یادمان باشد کفر به طاغوت بستر ایمان به پروردگار است و امید بستن به غیر خدا شرک است و آمریکا شیطان بزرگ است.

9- و اما مهم اینکه ، سخنرانی های کوبنده رهبری و در مراحل بعدی نقدهای جدی و دلسوزانه توسط گروه ها و رسانه های مختلف باعث شد:

اول:جلوی زیاده خواهی غربی ها  گرفته شد.آنها در دور اول مذاکرات بدلیل برخی اظهارات غیرکارشناسی اعضای دولت خیلی امیدوار بودند تمام فعالیتهای ما را تعلیق کنند ولی دیدند رهبری با قدرت ایستاده اند و جلوی هرگونه پایمال کردن حقوق ملت را می گیرند.پس  در دور دوم عقب نشستند و رفتار تهاجمی آنها نسبت به دور اول مذاکرات تعدیل شد.ترس  ازین که ایران در اقدامی متقابل پس از شکست مذاکرات دور جدید نوسازی و افزایش ظرفیت هسته ای خود را پیش بگیرد یکی دیگر از دلایل آنها برای تن دادن به همین مقدار از امتیازات توافق نامه به نفع ایران است.

دوم:طیف فتنه گر و سازش کار و بعضاً ساده لوحان هیجان زده که به بهانه حمایت از دولت نسخه های وطن فروشانه می پیچیدند، دست و پایشان را از مسائل جمع کردند و دولت با فشار کمتری از سوی آنها کارها را پیش برد.

سوم:به دولت این پیام را داد که رهبری و مردم پشت دولت هستند و اعضای مذاکره کننده با خیال راحت و با پشتوانه استقامت ملت ایران از دست بالا وارد مذاکرات شوند و به بهترین نتایج برسند.

چهارم: به حزب الله این پیام را داد که رهبری به خوبی به موضوع اشراف دارند و این مذاکرات نقطه عطف دیگری برای پیشرفت و ارتقای کشور با بالا رفتن "تجربه و ظرفیّت فکرى" مردم خواهد شد.به زعم بنده توافق هسته ای اخیر نعمتی بزرگ برای کشور است که موجب دشمن شناسی بیشتر در میان آحاد مردم و استقامت بیشتر آنها در مسائل همچون گذشته و محکم شدن اراده جمعی در برداشتن مشکلات از طریق کار و تلاش داخلی خواهد شد و مطمئناً اجماع و وحدت ملی را در بر خواهد داشت که ارزش و دست آورد بزرگی است.

سخنرانی مهم مقام معظم رهبری امام خامنه ای در اواسط آبانماه(12/8/1392) در جمع دانشجویان و دانش آموزان را یکبار دیگر مرور کنیم،راه اینجاست:

«خوشبین نیستم به مذاکره، لکن میخواهند مذاکره کنند، بکنند؛ ما هم به اذن‌الله ضررى نمیکنیم.

 یک تجربه‌اى در اختیار ملّت ایران است - که حالا من مختصراً عرض خواهم کرد - این تجربه ظرفیّت فکرى ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربه‌اى که در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینه‌ى تعلیق غنى‌سازى انجام گرفت، که آن‌وقت تعلیق غنى‌سازى را در مذاکرات با همین اروپایى‌ها، جمهورى اسلامى براى یک مدّتى پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لکن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم که با تعلیق غنى‌سازى، امید همکارى از طرف شرکاى غربى مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیارى را - که البتّه به‌نحوى تحمیل شده بود، لکن ما قبول کردیم، مسئولین ما قبول کردند - آن روز قبول نکرده بودیم، ممکن بود کسانى بگویند خب یک ذرّه شما عقب‌نشینى میکردید، همه‌ى مشکلات حل میشد، پرونده‌ى هسته‌اى ایران عادى میشد. آن تعلیق غنى‌سازى این فایده را براى ما داشت که معلوم شد با عقب‌نشینى، با تعلیق غنى‌سازى، با عقب افتادن کار، با تعطیل کردن بسیارى از کارها مشکل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگرى است؛ این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع کردیم غنى‌سازى را آغاز کردن. امروز وضعیّت جمهورى اسلامى با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق کرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ، [ در حالى که‌] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول کارند. جوانهاى ما، دانشمندان ما، محقّقین ما، مسئولین ما همّت کردند، کارها را پیش بردند. بنابراین از مذاکراتى هم که امروز در جریان است، ما ضررى نخواهیم کرد. البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمیکنم [از] این مذاکرات آن نتیجه‌اى را که ملّت ایران انتظار دارد، به‌دست بیاید، لکن تجربه‌اى است و پشتوانه‌ى تجربى ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد؛ ایرادى ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد.»

نقد صد روزه دولت

گزارش 100 روزه رئیس جمهور محترم را از شبکه یک سیما به دقت دنبال کردم و به موارد عجیبی برخوردم که توصیه می کنم در ادامه مطلب را دنبال کنید و اگر پاسخی بود حتماً استفاده می کنم:
http://s1.picofile.com/file/8101908984/gozaresh_100_roze_2_.jpg
1- اول اینکه برخلاف انتظار ،ایشان در گزارش خیلی به گذشته پرداخت-تخریب دولت قبل- و در نهایت بجای گفتن دست آوردهای فعلی مدام وعده آینده و حتی انتهای 93 را داد!
2-دکتر روحانی چندی پیش از خزانه خالی ممکلت گفته بودند و دیشب نیز تأکید بر بدهی سنگین دولت و خالی بودن انبارهای کالاهای اساسی در آغاز به کار دولت خود داشت،اما در بخشی دیگری از مصاحبه ، معجزه دولت تدبیر و امید ظرف 3ماه برای پرکردن انبارها رونمایی شد! بنده با اطلاعات کمی از بازار تجارت می دانم،که مراحل ثبت سفارش تا خرید و حمل و نقل و ترخیص از گمرک مبدا و مقصد و رسیدن کالا به انبار ، پروسه ای بین 4 تا 6 ماه حداقل زمان میبرد.حال یا این کالاها در زمان دولت قبل ثبت سفارش و خریداری شده و اکنون به انبارها رسیده و یا بطور کل مسائل دیگری پیش می آید و خاطرات نه چندان دور زنده می شود که کالاهای اساسی مجدداً در دست گروه هایی خاص افتاده که بدون طی کردن مراحل مورد اشاره اجناس را درب انبارهای دولتی تحویل داده اند! و سوال مهمتر اینکه چطور با خزانه خالی کالا خریده اید و چرا زمانی که آقای غضنفری وزیر سابق بازرگانی بعد از دیدار با شما در همان اوایل بعد از اعلام نتایج انتخابات از "خرید 6 ماهه کالاهای ضروری کشور خبر داده بود" و وزیر بهداشت نیز قول داد "تا 3 ماه آینده مشکل دارو برطرف شود" و انبارها پر باشد،رئیس جمهور منتخب و مشاوران و دست اندرکاران "دولت در حال شکل گیری" حد فاصل 24 خرداد تا 12 مرداد 92 هیچ موضع گیری شفافی نکردند و اتفاقاً دست این افراد جلوی دوربین ها به گرمی فشرده می شد؟ اساساً آقای بقایی و ترکان ظرف دو ماه انتقال دولت چه کار می کردند و چرا مدام ابراز رضایت بود و ابراز رضایت! آنچه دیدیم درست است یا آنچه می گویید؟3-به شخصه از نحوه برخورد دکتر روحانی در طی مصاحبه شوکه شدم.درحین پخش فیلم تبلیغاتی ایشان در ابتدای برنامه گزارش 100روزه باخودم می گفتم این از منش ایشان به دور است که تا این حد بخواهند در مورد دولت گذشته سیاه نمایی کنند و حتماً تیم رسانه ای ایشان بدون هماهنگی این اتفاق را رقم زده است ولیکن متأسفانه در ادامه مشاهده شد رئیس جمهور محترم نیز همان خط را دنبال کردند.اینجا سوال دیگری مطرح می شود که بسیار کلیدی است.واقعاً دکتر روحانی با توجه به آنچه در برنامه چند شب پیش فرمودند از وضعیت اسفبار کشور قبل ازین که رئیس جمهور بشوند خبری نداشتند؟! کسی که از مشکلات و حجم آن خبر ندارد پس بر چه مبنا و با چه برنامه ای وعده حل آنرا ظرف 100 روز می دهد؟ نکته اساسی دیگر اینکه اصولاً طی این سالها چه مطالبی در مرکز تحقیقات استراتژیک تشخیص مصلحت نظام بررسی می شده که ایشان این مقدار از عمق فاجعه در زمان دولت قبل بی اطلاع بوده اند و حالا به یکباره در میان کوهی از مشکلات افتاده اند؟! چطور این مطالب قابل جمع و باور است؟
4-تأکید دکتر روحانی بر کم کردن سایه سیاست از فرهنگ و ورزش نیز با توجه به اقدامات و اتفاقات 100 روز اخیر خیلی همخوانی و مطابقت ندارد.در طول انقلاب شاید کابینه ای تا این حد امنیتی-سیاسی نداشته ایم و لزوماً معیارهای سیاسی بودن یا غیرسیاسی بودن شاخص خوبی برای دریافت حقیقت نیست.
5-گزارش 100روزه خالی از طرح و ایده عملی برای فائق آمدن بر مشکلات کشور بود و کلی گویی و ابهام در سرتاسر آن موج می زد.حداقل اینکه در دولت قبل طرح های خوبی چون مسکن مهر ، وام های اشتغال زایی یا حتی همین وام حداقلی ازدواج اجرا شد و مردم با اصل و جزئیات طرح بصورت شفاف آشنا شدند ، ولیکن نفی کردن آنها بدون معرفی جایگزین و سیاه نمایی در رابطه با اقدامات مثبتی که میلیون ها خانوار ایرانی از آن بهره مند شدند در شأن یک گزارش کاری به مردم نبود.نکته دیگر اینکه ما باید اشکالات یک طرح را برطرف کنیم نه اینکه 
آنرا از بیخ و بن برکَنیم، در حالی که اکثریت مردم از این طرح ها رضایت داشتند و نظرسنجی ها نیز همین را نشان می داد.
مسئله ایجاد تورم و اینطور موضوعات توسط طرح های مذکور نیز کار آکادمیک می خواهد و بسیاری از اقتصاددان‌های کشور این أمر را رد می کنند،به فرض تورم زایی طرح های مذکور، دولت باید فکری برای برطرف کردن مشکل بکند و وظیفه ذاتی دولتها ارتقاء سطح کیفی و کمی مدیریت است،پاک کردن صورت مسئله راحت ترین کار است که احتیاجی به مدیریت ندارد.
6-لحن منت گونه اعضای کابینه در رابطه با پرداخت یارانه ها اینبار
نیز در گزارش 100 روزه بارها دیده شد؛این درحالیست که مردم چندین برابر یارانه ها را در قالبهای مختلف به دولت پرداخت می کنند و لزومی ندارد که هربار این مسئله پیش کشیده شود که ما به شما یارانه پرداخت می کنیم و یا تا فلان تاریخ همین نحوه است.پرداخت یارانه از وظایف محوله مجلس بر دولت است و هر شیوه غیرکارشناسی دیگری تا این زمان بجز پرداخت نقدی محکوم به شکست می باشد.واقعاً تأسف خوردم که یکی از اعضای کابینه از کوپن ارزاق بجای یارانه های نقدی سخن گفت و آنرا بهتر دانست و رئیس جمهور نیز به شکل دیگر در برنامه مورد بحث از تغییر نحوه پرداخت یارانه ها در سال 93 سخن به میان آورد.مگر مشکلات کوپن در سه دولت موسوی و هاشمی و خاتمی را فراموش کرده اید؟!دلال و دلال بازی و رانت های کلان دولتی که در این میان چه میلیاردرهایی یک شبه پدید نیامد،مشکلات شبکه توزیع و کمبود کالا،محدود شدن حق انتخاب و از همه مهمتر بی عزت کردن مردم درصف های دو کیلو قند و شکر و برنج و امثالهم؛از مجلس به جد می خواهیم جلوی این اعمال سلیقه های نابجا را بگیرد.
7-دکتر روحانی در این مصاحبه نیز همچون گذشته از بالا بردن ظرفیت و آستانه تحمل نقد گفتند و انتقادات را مفید دانستند ولی نمی دانم چرا اطرافیان ایشان و تیم های کاری نزدیک به رئیس جمهور از هر تریبونی برای تخریب منتقدین استفاده می کنند.برای مثال صرف انتقاد افراد و گروه ها نسبت به "نحوه مذاکرات" و هشدار نسبت به نیات پلید دشمن
و یا موارد مهم دیگر ، اعضای دولت و رسانه های حامی آنها ،منتقدیم را به باد هجو و ناسزا می گیرند و در مورد آخر همه منتقدین را مستقیم در گور نتانیاهو خواباندند! این موضوع چطور با بالا بردن ظرفیت نقد و پذیرش آن همخوانی دارد؟! آیا تنها با شنیدن نقد کارها درست می شود و نباید به این انتقادات ترتیب اثری داد؟
8-و اما گزارش 100 روزه حاوی تناقضات زیادی بود،آنجا که رئیس جمهور محترم تمام موفقیت های علمی و ورزشی کشور طی این 100 روز را ناشی از تدبیر دولت خودش می دانستند و هرآنچه نقص و اشکال و ایراد بود را متوجه گذشتگان می کرد؛به نظر بنده اینطور برخورد در آینده گریبان دولت را خواهد گرفت.
9- از ضعف مفرط صدا و سیما در چنین برنامه هایی و حرکات و سکنات مجریان آن  در برنامه گزارش 100 روزه نیز بگذریم...
برای این دولت آرزوی موفقیت می کنم و مطالب بنده را نیز در راستای نقد دلسوزانه بدانند-گرچه ما کسی نیستیم و بعنوان یک شهروند ایرانی دغدغه مند این مطالب را بیان کردم- .خداوند شاهد و ناظر است که ما خیرخواه این دولت و رئیس جمهور منتخب هستیم و قلب ما برای عزت و سرافرازی اسلام و ایران می تپد.

زنده باد مخالف من

این روزها اتفاقات عجیب و غریبی درکشور می افتد که قابل تأمل و عبرت آموز است.اجازه دهید با حکایتی شروع کنم، می گویند : مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ گفتند: مسجدی می سازیم.
بهلول گفت: برای چه؟ پاسخ دادند: معلوم است برای رضای خدا.
بهلول مخفیانه سنگی تراشید و رویش نوشت «مسجد بهلول» ،پس شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد.
سازندگان مسجد روز بعد آمدند و دیدند بالای در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول». برآشفتند و بهلول را پیدا کردند و به باد کتک گرفتند که مردک چطور جرأت میکنی زحمات دیگران را به نام خودت بزنی؟
بهلول زیر مشت و لگدها گفت:مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟ فرضاً مردم اشتباه کنند و گمان برند که من مسجد ساخته ام، خدا که اشتباه نمی کند.

۹ دی

نه دی،  یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.

نه دی،  مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است.

نه دی،  عاشورا بود و ایران کربلا.

نه دی، ثمره ی خون شهید آیت ها، مطهری ها، بهشتی ها، باکری ها، همت ها و ... بود.

نه دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ ساز بود.

نه دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.

نه دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.

نه دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران. 

نه دی، نور بصیرت الهی بود در دلهای امت.

هرچه خواستم بگویم که نه دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می توانم که بگویم نه دی، نه دی بود و بس.