


"بچه که بودم میخواستم دنیا را متحول کنم. کمی پیرتر که شدم به متحول کردن کشور خود بسنده کردم. به دوران میانسالی که رسیدم تصمیم گرفتم خانواده خود را متحول کنم. واما... و اما اکنون که در بستر مرگم با خود می گویم ای کاش خود را متحول می کردم، سپس خانواده ام را و به پشتوانه ی خانواده ام کشورم را، و کسی چه می دانست... شاید دنیا را متحول می کردم."
این سیر واژه ها، نفس های آخر یک کشیش آمریکایی ست در بستر مرگــــــــ . قصد، تبلیغ مسیحیت و یا فهم و درک یک کشیش نیست. تازه آنهم از نوع آمریکایی!! چه اینکه مکرر در جای جای روایات و احادیث و منابع دینی این توصیه آمده!
هدفـــ این است که به خود بیایم و به بند بند وجود و روانم بفهمانم که:
از خود عالمـی بخـواه و از عالمـی هیچـ مـخواه...
پی نوشت: نمیدونم چی شد که این مطلب به مخیله م خطور کرد! اما دلگیر بودم... خیلی! از همه جا و همه کس و همه چیز دلگیرم... آنقدر فریادهایم را خورده ام که اگر به چشمانم نگاه کنی کـر میشوی.
ولی همه فریادم را روز قدس ...بر سرشان کوبیدم
به امید روزی که اسلام یکتاز میدان باشد با حضور آقا صاحب الزمان .انشاء الله
عید فطر بر همگان مبارک

صدای پای عید می آید . دل بر سر دو راهی ِ آمدن عید رمضان و رفتن ماه مبارک رمضان بلا تکلیف است ... نمی داند از آمدن آن شاد باشد یا از رفتن این محزون ؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش ِ یک ماه عبادت و شست و شوی جان درنهر پاک رمضان است.عید فطر، عید پایان یافتن رمضان نیست . عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو ؛با جانی تازه از آن سر بر می آورد . عیدفطر ؛ شادی برای رفتن رمضان نیست بلکه برای آمدن روز نو ، روزی نو و انسانی نو است . بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش ، با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد . اگر درعید فطر در نیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را درروح خود احساس نکنیم، عید فطر ؛ عید ما نیست .
بعد از دعای خیر شما در این شبهای عزیز
کمی تفریح و مزاح نیز
به دل خواهد چسبید

*درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش
*اعلامیه استقلال امریکا درکجا إمضاشد؟
در پایین صفحه
*چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتنی بزنید بدون آنکه ترک بردارد؟
زمین بتنی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد
*علت اصلی طلاق چیست؟
ازدواج
*علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟
امتحانات
*چه چیزهایی را هرگز نمی توان در صبحانه خورد؟
نهار و شام
*چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟
نیمه دیگر آن سیب
*اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟
خیس خواهد شد
*یک آدم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟
مشکلی نیست شبها می خوابد
* چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟
شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد
*اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خوهید داشت؟
دستهای خیلی بزرگ
*اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر آن را درچند ساعت خواهند ساخت؟
هیچ چی چون دیوار قبلا ساخته شده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
«به درستی که ما در شب قدر، قرآن را فرو فرستادیم».
آری، این فرو فرستادنی است عظیم و سپردنی است بزرگ! وقتی اساسنامه معبود بر حیات بندگان ابلاغ میشود؛ آنگاه که آئیننامه زندگی در ساحت اسلام اعلام میشود و شبی که قانون اساسی عُبودیت، در خلوتی محض میان رب و بنده، وضع شود، قدر تجلی مییابد و به درستی که قدر، مجال ادراک فضیلت است و فرصت تحصیل نور! باشد که آن را قدر بدانیم!
بارالها! تو خود میدانستی که دست گنهکار، کوتاهتر از آن است که به آسمان برسد و این بود که شبی آسمانیان را به زمین فرود آوردی تا میهمان تو از برچیدن میوههای آسمان، بینصیب نماند که کریمان برای بخشیدن سیب سرخ مهربانی، از بلندای شاخه خود به سمت کودکان سرگردان، اینگونه خم میشوند.
«امشب مرا آرامشی امواجخیز است *** دار و ندارم یک دل پا در گریز است
ای عشق کاری کن که بال و پر بگیرم *** یکبار دیگر خویش را از سر بگیرم»

