بسمه تعالی
با سلام و احترم
اینجام که به خاطر مدت طولانی که نبودم از همگی عذر خواهی کنم
هفته گذشته متاسفانه در سانحه تصادف مجروح شدم و به همین دلیل مدتی نبودم ...
مدتی در شک بودم که چرا خداوند دوباره به من فرصت داد ...
اما وقتی به دلنوشته های وبلاگم توجه می کنم ...
احساس میکنم بودنم در این دنیا دلیل خوبی دارد ...
خدایا من رسم عبادت نمی دانم ...رسم قدردانی هم نمی دانم ...فقط با زبان دل می گویم ...
خدای را شکر
وَعِزَّتِکَ وَجَلالِکَ لَئِنْ طالَبْتَنى بِذُنوُبى لاَُطالِبَنَّکَ بِعَفْوِکَ وَلَئِنْ طالَبْتَنى بِلُؤْمى لاَُطالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ وَلَئِنْ
اَدْخَلْتَنِى النّارَ لاَُخْبِرَنَّ اَهْلَ النّارِ بِحُبّى لَکَ اِلهى وَسَیِّدى اِنْ کُنْتَ لا تَغْفِرُ اِلاّ لاِوْلِیآئِکَ وَاَهْلِ طاعَتِکَ فَاِلى
مَنْ یَفْزَعُ الْمُذْنِبوُنَ وَاِنْ کُنْتَ لا تُکْرِمُ اِلاّ اَهْلَ الْوَفآءِ بِکَ فَبِمَنْ یَسْتَغیثُ الْمُسْیَّئوُنَ اِلهى اِنْ اَدْخَلْتَنِى النّارَ
فَفى ذلِکَ سُرُورُ عَدُوِّکَ وَاِنْ اَدْخَلْتَنِى الْجَنَّةَ فَفى ذلِکَ سُرُورُ نَبِیِّکَ وَاَنَا وَاللّهِ اَعْلَمُ اَنَّ سُرُورَنَبِیِّکَ اَحَبُّ اِلَیْکَ
مِنْ سُرُورِ عَدُوِّکَ
سوگند به عزت و جلالت اگر مرا در مورد گناهان بازخواست کنى من نیز تو را به عفو و گذشتت مطالبه مى کنم و اگر به پستى ام مرا مؤ اخذه کنى من هم به کرمت تو را مطالبه مى کنم و اگر به دوزخم ببرى به دوزخیان گزارش مى دهم که دوستت دارم اى خداى من و آقاى من اگر نیامرزى مگر دوستانت و پیروانت را پس به که پناه برند گناهکاران و اگر اکرام نکنى مگر نسبت به وفادارانت پس به که استغاثه کنند بدکرداران خدایا اگر به دوزخم ببرى این کار موجب خوشحالى دشمنت گردد و اگر به بهشتم ببرىموجب خوشحالى پیامبرت بشود و من به خدا سوگند مسلّما مى دانم که خوشحال شدن پیامبرت را بیشتر از خوشحال شدن دشمنت دوست دارى
یادم باشد به پستچی ها بسپارم... گذرشان اگر به میانمار افتاد.. به مسلمین دربند میان مار ها برساند:
اینجا شهر در امن و امان است! آسوده بسوزید!
آسوده بسوزید و خاطرتان جمع باشد که سوختن شما اینجا آب در دل هیچ کس تکان نمی دهد.... قیمت گوشت شما انگار هنوز خیلی مانده تا به قیمت یک کیلو گوشت مرغ برسد تا بشود تیتر یک اخبار شبانگاهی!
نگاه به اماممان نکنید که اسم میانمار را با بغض برمی دارد و از بیست سال پیش غم شما را می خورد... مهم آقای صدا و سیماست که عزای پخش نشدن لیگ فوتبال کمرش را خم کرده و از طرفی هم سرش گرم سریال های آبکی ماه رمضان است و خیال آسوده ای برایش نمانده که لابه لای اخبارش جایی هم برای شما باز کند...
دیگر فرقی ندارد کاخ سفید باشد یا دفتر ریاست جمهوری پاستور... نیویورک تایمز باشد یا شبکه ی خبر... سازمان ملل باشد یا مجلس شورای اسلامی... در مورد شما... تنها گزینه ی روی میز سکوت است... و خون ده ها هزارتا از شما فدای همین سکوت که دست آخر بهایش می شود صلح نوبل در دست علیا مخدره هایی مثل سوچی در میانمار یا شیرین عبادی در تهران... این ها دارند نان همین خون های ریخته شده را می خورند...
اشتباه نشود! آن حق حیات در امنیت و آزادی در انتخاب دین که فعالین حقوق بشر روزی سه وعده نشخوار می کنند اصلا ربطی به شما مسلمان های تروریست ندارد... این ها که شنیده اید شرایط دارد.. چشم آبی می خواهد و موهای بلوند... با دل سوخته و پاهای برهنه اما جوش نمی خورد... این هارا که داشته باشی وارثان بودا آتش در خرمنت می اندازند و رئیس جمهورها دیگر ننگشان می شود تورا تبعه ی کشوراشان بدانند...
مبادا این روزها چشم هایتان را به ام القرای جهان اسلام بدوزید... اینجا دل ها گرم چیزهای دیگریست... از رقابت بر سر مسند ریاست جمهوری گرفته تا جام ملت های اروپا! چشمتان را بگیرید سمت امامی که ادعای انتظارش را ماداریم و تشنگی عدالتش را شما... همانا وعده ی الهی حق است...

بار دیگر رمضان، ماه اُنس دوستان خدا از راه رسید و غریو شادی و همهمه عاشقان به آسمان برخاست و مژده اسارت شیطان و هوای نفسْ در همه جا پیچید. آری، آمد آن ماهی که به انتظارش بودیم؛ ماهی که جان را طراوتی دوباره می بخشد و روان آدمی را زنگار از چهره می شوید. طلیعه این ماه مبارک را بر ره پویان کوی حقیقت تبریک می گوییم.
منو یادتون نره ها ااااااااااااااااااااااااااا
وقتی نوجوان فاقد باور عمیق نسبت به خدا و معاد باشد نه پشتوانهای از عشق دارد تا او را برانگیزد و نه خوف و هراس از بازخواست اخروی تا او را به ادای تکلیف دینی وادارد.

چرا کودکان و نوجوانان برای ادای فریضه نماز صبح بر نمی خیزند یا به سختی و با غرولند و پرخاشگری برمی خیزند؟ کم نیستند کودکان و نوجوانانی که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را با وجود تعداد بیشتر رکعتها میخوانند، اما از خواندن نماز صبح اکراه دارند. حقیقت این است که خواب صبحگاهی شیرین و دلچسب است و به قول صائب:
آدمی پیر چو شد حرص جوان میگردد خواب در وقت سحرگاه گران میگردد
اما تنها دلیل برنخاستن برای نماز همین موضوع نیست. بسیار اتفاق افتاده است که برای برنامه ای دلچسب و مورد علاقه، فرزندان توصیه میکنند صبح زود ما را بیدار کنید یا خود تمهیداتی برای بیدار شدن میاندیشند.
پس باید دید علل و عوامل سهل انگاری یا بی رغبتی نسبت به نماز صبح چیست؟
چرا گاهی فرزندانمان نماز نمی خوانند؟
پیش از پرداختن به این پرسش که چگونه فرزندانمان را به برپایی نماز صبح دعوت کنیم، باید بپرسیم چرا، گاه فرزندان نماز نمی خوانند؟ علل و عواملی چند در این بازدارندگی یا سهل انگاری و بی رغبتی مؤثرند:
۱- عوامل و علل اعتقادی
وقتی کودک و نوجوان فاقد باور عمیق و ریشه دار نسبت به خدا و معاد باشد نه پشتوانه ای از عشق دارد تا او را برانگیزد و نه انگیزه اش چون خوف و هراس از بازخواست اخروی تا او را به ادای تکلیف دینی وادارد. کسی که صبحگاهان با وجود همه جاذبههای خواب، بستر را رها میکند و به نماز میایستد یا از سر عشق و شیفتگی و معرفت به پروردگار است یا حداقل ترس از مجازات و آن که روشنی یقین در دل ندارد شوق برپایی نماز نخواهد داشت.
۲- نمادها و نمودهای نامطلوب دینداران
کودکان و نوجوانان کنجکاوانه و دقیق زندگی ما را میکاوند، اگر ما به نمازشان بخوانیم و آنها ما را به عنوان نمازگزار در ارتکاب گناه و ناشایسته بی پروا ببینند میان «نماز» و «رفتار» به جستجوی رابطه میپردازند و احیاناً چنین داوری و نتیجه گیری میکنند که نمازگزاران چنین اند. همین کافی است که نماز را متهم و از آن گریز و پرهیز کنند.
۳- رفتارهای گناه آلود و ناروا
اگر نماز از فحشا و منکر باز میدارد، فحشا و منکر نیز میتواند بازدارنده از نماز باشد! وقتی فضای زندگی ما از دروغ، فریب، حرام خواری، غیبت و حرمت شکنی تباه و سیاه شود، بازتاب آن نه تنها در نماز ما که در نماز و کنشهای دینی فرزندانمان محسوس و مشهود است. نه خود گناه کنیم و نه فضایی لغزاننده را برای فرزندانمان فراهم کنیم. رهاورد چنین فضای مهذبی اقبال فرزندان به نماز خواهد بود.
۴- جزر و مدها و زیر و بمهای درونی
روح انسان همواره دستخوش دگرگونیهای دائمی است و عناصر و عوامل گوناگونی در جان انسان آشوب میآفرینند. پس هنگام نشاط بهترین فرصت برای دعوت به عبادت، حتی عبور ازمرز «فرایض» به نوافل است و در هنگام بی نشاطی یا ادبار توقف در قلمرو فرایض. از همین رو، شناخت این جزر و مدها و ایجاد ارتباط سنجیده در آن موقعیت، در رفتارها، موضع گیریها و نگرشهای آینده فرد بسیار مؤثر است.
۵- انتظار و تلقی ناروا از نماز
وقتی جایگاه نماز درست تحلیل و تبیین نشود ممکن است بعد از مدتی نماز کنار گذاشته شود یا منظم برپا نشود که این نیز به حذف نماز میانجامد.
گاه از نوجوان میپرسیم چرا نماز نمی خوانی؟ و پاسخ میشنویم که هر چه ازخدا خواستم که به فلان خواسته و آرزویم برسم، نشد پس دیگر نماز نمی خوانم، بنابراین استفاده ابزاری از نماز و القای خانوادهها که اگر نماز بخوانی، در امتحان قبول میشوی، نماز را در حد مشکل گشای مسائل عادی زندگی حتی گاه خواستههای نامعقول پایین میآورد و این آفت و آسیب بزرگ برای نماز خواندن است.
کودک و نوجوان با اشتیاق به مسجد میرود ممکن است فضای مسجد ذوق و شوق و طبع حساس او را بر نمی انگیزد و خاطره تلخ، چاشنی آمدن میشود. این رویداد که گاه تا همیشه بر روح و نگرش انسان سایه میاندازد، گریزگاه وی میشود و جدایی وی را بر میانگیزد به همین دلیل باید تجربههای نخستین کودکان از مسجد با شیرینی و لطافت همراه باشد و از تحقیر، تمسخر، توهین و هر حرکتی یا حادثه ای که تند و تلخ و شکننده باشد پرهیز شود.
۶- تأثیر منفی دوستان و گروه همسالان
کودک و نوجوان چشم به دهان دوستان میدوزند و رفتارهای «جمعی دوستان» آنان را بشدت و به همسانی رفتار میکشاند. آنها میخواهند صرفاً به کارهایی بپردازند که «همه» آن را انجام میدهند. بی تردید شما نیز میتوانید به یاد بیاورید که زمانی چنین بوده اید. پس هیچ گاه قدرت گروه همسالان را دست کم نگیرید. آسان نیست که متفاوت عمل کنیم و یا اینکه در مقابل اکثریت باشیم. مراقبت در طیف دوستان، مداخله سنجیده و هشیارانه در انتخاب دوستان و حتی تأثیر در حلقه آنان، نوعی مصونیت بخشی معنوی خواهد آفرید که نمازگزاری فرزندان را تضمین میکند. خانوادههایی که فرزندان رها شده دارند و مراقبت و دقت در معاشرتها و روابط فرزندان ندارند دچار مشکلات حاد رفتاری و ریزشهای معنوی فرزندان خواهند شد.
۷- انباشت پرسشها و تردیدها
کودک و نوجوان پرسشگر و کنجکاوند. بر اساس حق پرسشگری و کنجکاوی، کودک و نوجوان از نماز هم میپرسند، چرا نماز؟ چرا این گونه؟ چرا هر وقت دلم خواست نخوانم؟ چرا به هر سمت نخوانم؟ چرا هر مقدار دوست داشتم و کشش داشتم نخوانم؟ اصلاً چرا بخوانم؟ و چرا… اگر این پرسشها، پاسخ دقیق و مجاب کننده نیابند یا پرسشگر به دلیل سؤال، تحقیر و تمسخر و متهم شود و یا پاسخها انحرافی باشد، موریانه تردید، شک، تزلزل و در نهایت پرهیز و ستیز وجود وی را پر خواهد کرد. بنابراین ایجاد موقعیت و فرصتهایی برای سؤال، در فضایی سرشار از عاطفهها و محبت، میتواند تشویشها و تردیدها را بزداید.
۸- خستگی و سستی
نماز باید با نشاط و سرزندگی برپا شود. در سستی و رخوت، در بی حالی و بی رغبتی حتی اگر نماز برپا شود چندان مناسب نیست. در هنگام خستگی و رخوت اصرار در برپایی نماز نکنیم. حتی توصیه کنیم هم اکنون نخوان، خسته ای. به استراحت نیاز داری، خودم برای نماز بیدارت میکنم. این جملات ملاطفت آمیز و آرام به جای نمازی شتاب زده، نمازی با آرامش را رقم میزند.
۹- تأخیر در برپایی نماز
گاه به هر دلیل، نماز به تأخیر میافتد. جاذبههای فراوان در زندگی کودک و نوجوان، مشغولیتهای آنی، قرار گرفتن در موقعیت لذت بخش بویژه بازی با دوستان موجب میشود نماز به بعد موکول شود! اول وقت خواندن نماز باید به فرهنگ تبدیل شود.
وقتی ما بزرگترها و مربیان و متولیان تربیت به نوعی تقید در نماز اول برسیم و فضای مناسب را نیز فراهم کنیم از چنین ضایعه ای جلوگیری خواهیم کرد. باید دقت شود نماز اول وقت طولانی یا همراه با چاشنیهای وقت گیر نباشد.
۱۰- بی اعتنایی خانواده به نماز
مشاهده و تقلید رفتارهای والدین در دوران کودکی، بارزترین رفتار کودک در خانه است. کودکان و نوجوانان گاه دچار تعرضها و ناهمخوانیهای خانه و مدرسه هستند، در مدرسه نماز جماعت هست، اما در خانه از این فضیلتها و ارزشها نیست. خانوادههایی که به نماز بی اعتنا باشند هرگز نمی توانند انتظار داشته باشند که فرزندانشان به نماز پایبند و متعهد باشند.
۱۱- صبح را با خبرهای هیجان آمیز و شیرین همراه کنید
در خانوادههای ما بسیاری اوقات، شب لبریز از خبر و خاطره است اکثر تلفن زدنها، شوخیها، میهمانیها و گفتگوهای در شب اتفاق میافتد، اگر صبح با برخی خبرهای هیجان آمیز و شیرین همراه باشد باز کردن یک هدیه به صبح موکول شود و… انگیزههایی برای بیداری کودک و نوجوان فراهم میشود.
۱۲- شبها زودتر بخوابید
زندگی مدرن امروز، چند شغلی و دیر به منزل رسیدن پدر و مادر و دیگر اعضای خانواده، میهمانیهای شبانه، تماشای برنامههای تلویزیونی و دیگر سرگرمیهای شبانه در برنامه خواب فرزندان نیز اثر میگذارد. در خانوادههای امروزی گاه صدای قاشق و چنگالها در نیمه شب شنیده میشود، معلوم است که این خانوادهها چه وقت میخوابند و صبح با چه وضعیتی بیدار میشوند.
فرزندان به تبع این نوع زندگی، حتی صبح برای مدرسه رفتن هم مشکل دارند. به دلیل کم خوابی، خستگی و شرایط پشت سرگذاشته شبانه، از خوردن صبحانه نیز میپرهیزند. در حالی که در شب بر سبک خوردن، اوایل شب خوردن و خواب به موقع توصیه شده است.
پس اگر برنامه زمانی خواب معین شود و خانواده به نظم و انضباط در این باره برسد به حل یکی از عناصر تأثیرگذار در دیر برخاستن و ادا نکردن فریضه صبح رسیده است.