ایران سبز
ایران سبز

ایران سبز

جدایی نادر از سیمین یا ...

برخی معتقدند که نباید موضوع را سیاسی نمود، اما اولین مسئله این است که اگر امریکا نگرشی سیاسی نسبت به این فیلم ندارد چرا خانم ویکتوریا نولند سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا  به اصغر فرهادی بطور رسمی تبریک می گوید!؟ چه ارتباطی میان وزارت امور خارجه امریکا، نهادی صرفا سیاسی با سینماست!؟(اختصاصی)

http://dl.funiha.com/images/66004318492787806542.jpg

در هشتاد و چهارمین دوره مراسم اسکار  فیلم "جدائی نادر از سیمین" به کارگردانی آقای  اصغر فرهادی  جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان را دریافت کرد
برخی از همان ابتدا به این فیلم نقدهای متعددی وارد می ساختند و آنرا را زیر سوال می برده و می برند. برخی نیز از اینکه این فیلم تا این حد پرفروش بوده و توانسته است جایزه ای  بین المللی را از آن خود کند به خود می بالند و اعلام می دارند که این فیلم توانست نام ایران را در صحنه بین المللی بیشتر از پیش مطرح نماید. اما واقعیت کجاست !؟ بررسی چند نکته نیاز به بررسی دارد :

1- برخی معتقدند که نباید موضوع را سیاسی نمود، اما اولین مسئله این است که اگر امریکا نگرشی سیاسی نسبت به این فیلم ندارد چرا خانم ویکتوریا نولند سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا  به اصغر فرهادی بطور رسمی تبریک می گوید!؟ چه ارتباطی میان وزارت امور خارجه امریکا، نهادی صرفا سیاسی با سینماست!؟

2- نگاهمان را قرآنی کنیم. مگر نه اینکه کتاب الله و عترتی برای هدایت بشریت هستند ؟ بیاییم برای ندرت بارمین بار هم که شده نگاهی الهی و قرآنی به این موضوع داشته باشیم:
بر همگان مبرهن و آشکار است که سینمای جهان دست مایه یهود و تحت سیطره یهودیان است. پس :

اولا : توهم رو آوردن صنعت سینمای یهودی زده به نگرشی مثبت درباره ایران اسلامی تا حد اکران این فیلم در اسرائیل و اهداء جایزه به فرهادی توسط مدونا سمبل شهوت و مبلغ کابالائیزم کاملا غلط است زیرا :


لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَرُهْبَانًا وَأَنَّهُمْ لَا یسْتَکْبِرُونَ « سوره مبارکه مائده آیه 82»


یقیناً سرسخت ترین مردم را در کینه و دشمنی نسبت به ایمان آورندگان، یهودیان و مشرکان خواهی یافت.و البته نزدیک ترینشان را در دوستی با مؤمنان، کسانی می  یابی که گفتند: ما نصرانی هستیم. این واقعیت برای آن است که گروهی از آنان کشیشان دانشمند و عابدان خدا ترس اند، و آنان [در پیروی از حق] تکبّر نمی کنند.

ثانیا : مسلما این قوم لعن شده الهی نمی توانند داوران منصفی جهت ارزیابی یک محصول فرهنگی تولید شده در ایران اسلامی باشند، ضمن آنکه اساسا این قوم فقط جهت گسترش فساد در زمین تلاش می کنند :


وَقَالَتِ الْیهُودُ یدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ ینْفِقُ کَیفَ یشَاءُ وَلَیزِیدَنَّ کَثِیرًا مِنْهُمْ مَا أُنْزِلَ إِلَیکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَینَا بَینَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَیسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا وَاللَّهُ لَا یحِبُّ الْمُفْسِدِینَ« سوره مبارکه مائده آیه 64»


و یهود گفتند: دست [قدرت] خدا [نسبت به تصرّف در امور آفرینش، تشریع قوانین و عطا کردنِ روزی] بسته است. دست هاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد؛ بلکه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [به هر چیز و به هر کس] هر گونه بخواهد، روزی می  دهد. و مسلماً آنچه از جانب پروردگارت به سوی تو نازل شده است، بر سرکشی و کفر بسیاری از آنان می  افزاید. و ما میان [یهود، نصاری و گروه های دیگر] آنان تا روز قیامت کینه و دشمنی انداختیم. هر زمان آتشی را برای جنگ [با اهل ایمان] افروختند خدا آن را خاموش کرد، و همواره در زمین برای فساد می  کوشند، و خدا مفسدان را دوست ندارد

پس چه موضوعی نظر یهودیان را به این فیلم معطوف داشته است!!!!؟؟

ثالثا : اگر در محال ترین حالت ممکن نیز درنظر بگیریم که سینمای بین المللی تحت سلطه یهود نیست، مشکل چند برابر می شود، زیرا دقیقا یکی دیگر از فیلمهای دیگری که در کنار فیلم اصغر فرهادی جایزه گرفت و آنجلینا جولی نیز سازنده آن بود فیلمی ضد اسلامی و در جهت تطهیر جنایات صربها در بوسنی و هرزگوین می باشد(درباره سرزمین خون و عسل مطالعه کنید). حال به این آیه از قرآن توجه فرمائید :


وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَینَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى یأْتِی اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ«سوره مبارکه بقره آیه 109»

بسیاری از اهل کتاب پس از آنکه حق برای آنان روشن شد به سبب حسدی که از وجودشان شعله کشیده، دوست دارند که شما را پس از ایمانتان به کفر بازگردانند. هم اکنون [از ستیز و جدال با آنان] درگذرید، و [از آنان] روی بگردانید، تا خدا فرمانش را [به جنگ یا جزیه] اعلام کند؛ یقیناً خدا بر هر کاری تواناست.

آقای فرهادی عزیز در انتها یادآور می شود :


وَلَنْ تَرْضَى عَنْکَ الْیهُودُ وَلَا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِی جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِی وَلَا نَصِیرٍ«سوره مبارکه بقره آیه 120»


یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمی  شوند تا آنکه از آیینشان پیروی کنی. بگو: مسلماً هدایت خدا فقط هدایت [واقعی] است. و اگر پس از دانشی که [چون قرآن] برایت آمده از هوا و هوس های آنان پیروی کنی، از سوی خدا هیچ سرپرست و یاوری برای تو نخواهد بود

یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَمَنْ یتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ«سوره مبارکه مائده آیه51»


ای اهل ایمان! یهود و نصاری را سرپرستان و دوستان خود مگیرید، آنان سرپرستان و دوستان یکدیگرند [و تنها به روابط میان خود وفا دارند]. و هر کس از شما، یهود و نصاری را سرپرست و دوست خود گیرد از زمره آنان است؛ بی تردید خدا گروه ستمکار را هدایت نمی  کند.

مرد بارانی من بیا

 

دیروز مردم کشورم بار دیگر حماسه ای حسینی آفریدند . آقا ببین چه مردمان پاک و در صحنه ای داریم .به خاطر این مردم چشم انتظار بیا . آقا و مولای من

می خواهم از توبنویسم .باقلمی از جنس آسمان.اما بغض می کند،خودکارم را می گویم . بعد انگار که ساعت ها باریده باشد دفترم خیس خیس می شود .و من چون کودکی که ساعت ها زیر باران منتظر  است می نویسم :
آن مرد در باران ..........
باز هم نیامد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برای تعجیل در ظهورش ، صلوات.  

درود بر مردم ایران

سخنی با نامزدهای انتخابات

یک: از منظر نفر پنجم از چهار نفر! 

  

یک/ ۱: صرف اینکه به کسی یا کسانی پول، غذا یا هر چیز دیگری بدهید، دلیل بر این نمی شود که ایشان حتما به شما یا لیست شما رای بدهند، چرا که در فتنه سال هشتاد و اشک، یکی از نامزدهای پرتبلیغ و پرخرج زد و از چهار نفر، پنجم شد! به عنوان مثال این نامزد که لابد معرف حضور همگان هست، گاهی به تمام ساکنین یک روستا یا یک شهر کوچک، غذا می داد، لیکن صرف این قبیل خوش خرجی ها، هرگز باعث نشد که مردم مورد لطف واقع شده، به ایشان رای بدهند. این حالا اسمش بی معرفتی است یا چیست، محل بحث ما نیست. به این نکته حتما دقت کنید. محل بحث ما و مد نظر ما، دقت شماست. عبرت شماست از انتخابات آن سال تلخ و شیرین.

یک/ ۲: در انتخاب افراد ستادتان اصلا عجول نباشید و با رعایت عنصر شایسته سالاری عمل کنید. اگر از یاد نبرده باشید، در انتخابات ۸۸ حتی رئیس ستاد انتخابات نامزد شماره پنج، روز رای گیری، در اوج بی مرامی و لامروتی، به شخص دیگری رای داد! پس ممکن است در صورت اعتماد بی مبنا به افراد، همچین بلایی سر شما هم بیاید. خودتان مراقب باشید.

یک/ ۳: الکی و همین طور هردمبیل پول خرج نکنید، به ویژه اگر پول تان کمی تا قسمتی، مال بیت المال باشد که به طریق اولی، مصداق بارز فعل حرام است. اگر هم پول خودتان است که حتما با علف خرس، باید تفاوتی داشته باشد! حتما از افراد ستادتان، آمار خرج و مخارج را بگیرید تا کلاه سرتان نرود. در فتنه ۸۸ نامزدی وجود داشت که اعضای ستادش، به اسم ناهار دادن به روستایی که کلا ۱۵۰ نفر جمعیت داشت، چیزی نزدیک ۱۵ میلیون تومان از آن بنده خدا تیغ زدند! خلاصه اینکه هوشیار باشید.

 

 

یک/ ۴: خیال نکنید که اگر ضد انقلاب از گوگوش تا سروش، به نفع شما درآمد، پس حتما پیروز انتخابات خواهید شد. در فتنه ۸۸ نامزدی وجود داشت که بر همین سیاق عمل کرد، حتی دراویش و فرق خاص و خواننده ها و چیزبازها و هم به طرفداری از وی وارد گود شدند، اما آن نامزد، با شکست خوردن از آرای باطله، نام نیکی از خود برای همیشه تاریخ به جا گذاشت! این نکته را هم دقت کنید

و: از منظر اون یکی! 

دو/ ۱: نه خودتان را بزرگتر از نظام تصور کنید و نه توهم کنید که رای دهندگان به شما، از ملت ایران بزرگترند. شما و هواداران تان، لابد زیرمجموعه همین نظام هستید که می خواهید وارد مجلس جمهوری اسلامی شوید.

دو/ ۲: قبل یا بعد از انتخابات، اگر به چیزی اعتراض دارید، حتما از راه قانون بروید و دور و بر آشوب نگردید و الا همان مردمی هم که به شما رای داده بودند، از گردتان متواری می شوند، به گونه ای که دیگر زنده و مرده شما برای مردم، حتی برای هواداران تان بی اهمیت می شود.

دو/ ۳: خیال نکنید که چون داماد فلان جا هستید، پس مردم بهمان جا، حتما باید به شما رای بدهند! باور کنید که زمینه سرور و شادمانی مردم را به طرق دیگری هم می توان فراهم کرد!

دو/ ۴: وزارت کشور و شورای نگهبان، به شما خواهند گفت که رتبه تان چیست. حرف در و همسایه و دوست و رفیق و بی بی سی و ملاک پیروزی شما نیست، به خصوص که هنوز ساعت رای گیری تمام نشده باشد!

***

و اما گذشته از شوخی -که خیلی هم شوخی نبود نکات بالا- همین که عزم کرده اید بر تنور انتخابات جمهوری اسلامی بدمید، کار مقدسی است. پس نیت تان را خدایی و خالص کنید و از یاد نبرید که شعار بی منطق و خارج از حیطه وظایف یک نماینده ندهید. هیچ چیز برای مردم، شیرین تر از صداقت و روراستی نیست. رمز پیروزی شما می تواند همین راست گویی باشد. اگر هم راهی بهارستان نشدید، در جمهوری اسلامی، قحطی صندلی برای خدمت نیست. شرط است که قصدتان قدرت نباشد و خدمت باشد! گاهی هم بد نیست با خودتان زمزمه کنید که برای همین مجلسی که شما نامزد ورود به آن شده اید، خیلی خون ریخته شده. خیلی خون! مبادا که شرمنده این خون ها شوید که حساب تان سخت خواهد شد 

 

آقای من بیا...

 

آقای من!
مولای غریب و تنهای من!
پدر مهربان اهل عالم! 

می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.
… از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ (1) از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعیدمی کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟
… از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی … العفو … العفو!

آیا بی‌حجابی؛ آزادی است؟

روی سخنم با شماست که میگی بی‌حجابی آزادیه، حجاب محدودیته،‌ حجاب اجباره، بی‌حجابی یعنی آزادی اندیشه ... تا حالا یه دفعه به اینا عمیقا فکر کردی؟ یا چون مدام داری دیگران رو به بی‌فکری متهم میکنی فرصت نکردی فکر کنی؟ می‌خوام ازت بپرسم :

بی‌حجابی؛ آزادی از چی؟ آزادی در چی؟ آزادی برای چی؟

 

همراهان گرامی  ممنون میشیم اگر نظراتتون روهم مرقوم بفرمایید.

 


دارم فکر می‌کنم ... می دونی به چی...؟ دارم فکر می‌کنم که ماشاا... بزنم به تخته ایرانی‌ها تو همه چی سرن... از تاریخ و تمدن گرفته تااااا... تا نظریه‌پردازی، مثلا ببین غربی‌ها چقدر زحمت کشیدن، چقد وقت گذاشتن، چقدر هزینه کردن!!! مارتین لوتر و کارل پوپر و شلایر ماخر و غیره و غیره ... تربیت کردن تحویل بشریت دادن. ما همه اینا رو یه جا با هم داریم. یه جورایی آچار فرانسه...گرفتی؟

آفرین...داش فرج رو می‌گم؛ فرج دباغ ... الانا بهش میگن دکتر سروش!! چه اصطلاحاتی‌ام می‌گه (آزادی از و آزادی در و...) چه نخبه‌ای داریم قدرشو نمی‌دونیم! خودمونیمآ ولی خب از حق نگذریم تفکراتشونو ... ببخشید تفکراتشو (مال خودِ خودِ داش فرجِ، از هیج جا هم تقلب نکرده) داریم مو به مو اجرا می‌کنیم.

خیلی‌ها مصداق کامل حرفاشن!! مثلا بزرگ‌ترین صاحبان تجربه دینی پیرزنا هستن. یه سری هام به عنوان نماینده زن اسلام اصلاح شده، معرفی می‌شن!!! جایزه نوبل هم می‌گیرن. احسنت... به شیرین خانوم ...
یادمه ننه تاریخ می‌گفت: شیرین خانم اوایل انقلاب در مورد حجاب نیویسندگی‌ام می‌کرده جون تو! بعدش نمی‌دونم چتو شد! تجربه دینی‌ای چیزی بهش دست داد که ییهو ایشونم به اوشون دست داد، البته به ژاک شیراک. آره می‌گفتش که شیرین جون از اینکه ژاک شیراک دستشو به گرمی فشرده ابراز افتخار می‌کرده ...!

خلاصه ننه تاریخ انگشت به دهن مونده بود که ننه شیرین چطوری تونسته توی یک حرکت ماهرانه به این سرعت اسلام رو اصلاح کنه و تحویل جوامع بشری بده و جایزه‌ام بهش بدن. چه سخاوتی دارن این غربی‌ها! ما ایرانی‌ها باید تو سخاوت جلوشون لنگ بندازیم. خب رو راست بگم... وقتی فکرم به اینجاها می‌رسه، به آدم‌هایی که چه راحت به عروسک‌های خیمه شب‌بازی شیطان تبدیل میشن، نمی‌دونم چرا فکر می‌کنم نباید بی‌تفاوت باشم ... رو راست‌تر بگم، نباید سیب زمینی باشم.

وقتی به اینجا می‌رسم یاد خودمون می‌افتم؛ خودمون یعنی ما دانشجوا ... دختر یا پسر ... باحجاب یا بی‌حجاب ... با استدلال یا بی‌استدلال... با استدلال از قرآن و سنت و روایات... یا با استدلال آقا فرج و شیرین خانم...

روی سخنم با شماست؛ شما که میگی بی حجابی آزادیه، حجاب محدودیته،‌ حجاب اجباره، بی‌حجابی یعنی آزادی اندیشه ... تا حالا یه دفعه به اینا عمیقا فکر کردی؟ یا چون مدام داری دیگران رو به بی‌فکری متهم میکنی فرصت نکردی فکر کنی؟ می‌خوام ازت بپرسم آزادی از چی؟ آزادی در چی؟ آزادی برای چی؟
 
آیا منظور تو اینه؟ آزادی از حجاب در جامعه (دردانشگاه) برای...!!! برای چیشو دیگه خدا میدونه. آره؟ اگه فکر می‌کنی من می‌گم حجاب محدودیت نیست و مصونیت است و فلان است... اشتباه می‌کنی.

من می‌گم حجاب آزادیه؛ آزادی از گناه در جامعه اسلامی برای خدا.  بله عزیز ِمن، واسه ما، برای چیه، خودِ خداست ... شما چرا بی‌حجاب میای بیرون؟ چرا با بی‌حجابیت مانع آزادی ما میشی؟ مگه آزادی تو مقدم تره از آزادی ما؟ اگر برهنگی تمدن است، قطعا حیوانات متمدن‌ترین موجودات روی زمین‌اند.

از نگاه دین سلامت شخص را تقوای او تعیین می‌کند و چون بی‌حجابی هم یک نمونه از بی‌تقوایی است پس بی‌حجابی یک مَرَض است؛ یک مرض مسری، ولی علاج داره.
 
اگه به این سن و این موقعیت (قشر فرهیخته جامعه بودن) رسیدی و هنوز معنی و فلسفه حجاب رو نمی‌دونی، باید بگم مشکل از خودته، اگرم نمی‌خوای بدونی اون دیگه مشکل خودته. بعد ازگذشت سی و چند سال از عمر یک حکومت مردمی اسلامی اون کسی که باید بیدار می‌شد، شده ولی کسی که خودش رو به خواب زده، محاله بیدار شه، همون بهتر که خوب به خواب بره.

اصلا بی‌حجابی یک عقیده نیست که آن را در چارچوب آزادی عقیده قرارش دهیم و مصون بماند، بی‌حجابی یک انحراف است که باید جلوی آن را گرفت.

شاید خیلی وقت است که در مرحله زبانی امر به معروف مانده‌ایم. اگر به همین شکل  پیش برویم انقلاب ما هم به جایی می‌رود که انقلاب فرانسه رفت. اصلا مشکل ما اینه که جبر نیست، اگر بود اونوقت می‌دیدیم اعجاز اجبار رو...!

اگر مسترها و موسیوهای شامپاین خور میتونن تو دانشگاهاشون مانع حجاب اسلامی بشن، قطعا حاج آقاهای زمزم خور هم می‌تونن حجاب رو اجباری کنن...! چه اشکالی داره؟ اونا که ادعای آزادی اندیشه شون می‌شه، چرا با تهدید به اخراج مانع حجاب میشن؟ آهاااای...دموکراسی، جواب منو بده... چرا هرکی با هر به اصطلاح عقیده‌ای!!! و هر عمل کثیفی (همجنس باز و ...) می‌تونه هر قیافه‌ای داشته باشه، ولی یه مسلمون با عقیده پاک اسلام ناب محمدی نمی‌تونه...؟؟ حالا ابداع چند هزارساله قوم لوط شده سند حقوق بشر غرب ... پس چرا به ما می‌گویند مرتجع؟

دوست من، دانشجوی ایرانی آیا تا به حال به اینا فکر کردی؟ حالا روی سخنم با توست؟ تویی که اگر بدانی کسی تو را به بازی گرفته عصبانی می‌شوی و ساکت نمی‌نشینی! تویی که به قول ما دانشجوها سیب‌زمینی نیستی و نمی‌خواهی دیگران هم تو را سیب زمینی فرض کنند. آیا تا به حال فکر کردی غربی‌هایی که به خاطر یک دلار آدم می‌کشند، چرا وقتی خود در اوج بحران اقتصادی اند هزاران دلار هزینه کرده و برای ما شبکه BBC فارسی راه اندازی می‌کنند؟ آیا تا به حال فکر کردی که خط قرمز لیبرالیسم و دموکراسی و ... چیست؟

بله دانشجوی ایرانی، خط قرمز اینا اسلامه ... به قول خودشون هیچ سخنی فوق چون و چرا نیست ...! پس یعنی فقط لیبرالیسم اونا فوق چون و چراست؟؟ باید خدا نیست رو بپذیریم تا متمدن و آزاد اندیش باشیم...؟؟! هستند آدمک هایی که روح و فطرت انسانی‌شان را به ناچیز فروختند؛ آدمک‌هایی که اگه مجوز قانونی داشته باشن، حتی علیه خدا هم راهپیمایی می‌کنن... امام زمان رو تو حکومت خودش استیضاح می‌کنن... و امام حسین رو خشونت طلب می‌خونن...! باور کن اینا رو من نمیگم. اینا رو مسلمان زاده‌های خسته از اسلام گفتن، مردان خسته از مردانگی!

می‌دونی چرا این همه جنبش و نهضت و ایسم و ایسم و هزاران ایسم دیگر جواب نمی‌ده؟ چرا همش دارن عوض میشن؟ چون تنها مکتبی که با ما معامله انسانی کرده، اسلامه...! وقتی به اینجا می‌رسم سر به سجده می‌ذارم از اینکه مسلمونم ... خب حالا تو بگو اگه چیزی مضرِ به 70، 80 سال دنیای منه باید جلوشو گرفت، اما اون چیزی که مضرِ به بی نهایتِ منه، نباید....؟؟؟

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست  
تو هم ز روی اجابت چنان بخوان که تودانی