دعای ما به در بسته میخورد، ای کاش
خودت برای ظهورت دعا کنی آقا...
باز هم همان حکایت همیشگی:
پیش از آنکه باخبر شوی ، لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود
آری ای دریغ و حسرت همیشگی، ناگهان چقدر زود دیر می شود!
بر ما سالی گذشت، بر زمین گردشی و بر روزگار حکایتی. سال دیگری در راه است،
صادقانه بنگریم: چند نفر از ما؟ چقدر؟ جای خالی "مصلح" را احساس می کنیم؟؟؟ چقدر غریب است که نبودنش شده عادت...!
شاید یادمان رفته که............. روزی در تقویم خواهند نوشت:
تعطیل " روز فرج مهدی فاطمه "
و بعد در مدینه، کنار ساختمان نیمه کاره ای تابلوی زیر را می بینیم:
" پروژه حرم مطهر بی بی دو عالم، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها "
کارفرما: " قائم آل محمد "
پیمانکار: " یاران حضرت "
مساحت: " وسعت دل تمام شیعیان "
خداوندا !
در این روزهای سال99 که همه در خانه سکونت گزیده اند ...
دلم را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو ده ؛
که هرکجا تردیدی هست " ایمان "،
هر کجا زخمی هست " مرهم "،
هرکجا نومیدی هست " امید "،
و هر کجا نفرتی هست " عشق " جای آن را فرا گیرد...
به امید اینکه دعاهایمان در لحظه لحظه های قشنگ زندگیمان، در توشه ی " آمین " حضرت ولیعصر (عج) قرار گیرد
... سال نو مبارک ...
12 ماه گذشت ...
بعضیا دلشون شکست ...
بعضیا دل شکوندن ...
خیلیا عاشق شدن و خیلیا تنها ..
خیلیا از بینمون رفتن ...
خیلیا بینمون اومدن ...
گریه کردیم و خندیدیم ...
زندگی بر خلاف آرزوهامون گذشت..
.چند روز مونده از همه ى اون خاطره ها!..
" آرزو دارم نوروزى که پیش رو دارید آغاز روزهایى باشه که آرزوشو دارین

پیدایی؛ پیداتر از روشنایی، پیداتر از آفتاب، پیداتر از نهایت امید.
عشق و حماسه، ادامه مهربانی تواند. از دامان توست که مرد به معراج می رود.
سرچشمه تمام پاکی ها، دامان توست.
جان های پاک را در دستانت به تماشای آفتاب دعوت می کنی. روحت از تمام آینه ها زلال تر است.

فرشته های خداوند، به کرامت انسانی تو سر به سجده می سایند.
عفت، بلندترین قله ای است که پرچم زنانگی ات را بر آن افراشته ای.
گرمی آغوشت، امن ترین پناهگاهی است که برای روزهای پر از دلهره کودکانه سراغ دارم.
دورترین رودها، زلالی تو را به دریاها سوغات می برند.
بوی عصمتت، دل نوازترین نسیمی است که زمستان ها را به بهار نزدیک تر می کند، تو وارث پاکدامنی مریمی؛ میراث دار شجاعت آسیه در تالارهای کافر مصر؛ تکه ای از بزرگواری خدیجه علیهاالسلام در روزهای فقیر بعثت هستی؛ جان آزاده سمیه شهیدی؛ هم پای روزهای صبور زینب علیهاالسلام هستی. تو آمیزه ای از عشق و صبر و شجاعت و مهربانی و معصومیتی. تو از تمام غنچه هایی که می شناسم پاک تری. کرامتت را در عصمت گلبرگ های بهشتی پیچیده اند.
تو سربلندترین درختی هستی که من سراغ دارم؛ درختی که از تمام توفان های گناه، پاکدامن گذشته و از بادهای وحشی دامن گرفته تا به خداوند نزدیک تر شده است.
غرورت، کوه هیبتی است که هفت پشت چشم های هوس آلوده را می لرزاند و کلام محکمت، خیال های خام را می شوید و می شوراند. درود بر تو که معصوم ترین فرشته خداوندی.
روزت مبارک مادر عزیزم