X
تبلیغات
رایتل



تاریخ : یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1395 | 21:26 | نویسنده : روح الامین | نظرات (0)

علیرضا قلم را برداشت ودفتر مشقش را باز کرد .
نگاهی به عکس بابا انداخت ونگاهی به دفترش انداخت.
انگار چیزی اذیتش میکرد.اشک در چشمانش حلقه زده بود.شروع کرد به نوشتن.
به نام خدا
آن مرد داس دارد آن مرد با داس آمد بابا غنی سازی داد بابا جان داد…
مادرش ان را خواند وبه او گفت نمره تو بیست است .

او گفت من 20نمیخواهم.بابا هم نمره اش 20 شده بود که رفت.



تاریخ : سه‌شنبه 28 دی‌ماه سال 1395 | 21:26 | نویسنده : روح الامین | نظرات (0)

عباس دنیا را رها کرد و عاشق خدا شد
شب ها نماز شب می خواند سجده های طولانی داشت.
اگر این ها نباشد و عاشق خدا نباشی خدا عاشقت نمی شود
 عباس دنیا را رها کرده بود و عاشق خدا شده بود.
شهید عباس دانشگر



تاریخ : دوشنبه 27 دی‌ماه سال 1395 | 22:14 | نویسنده : روح الامین | نظرات (0)



در عالم عشق ؛

همه چیز درسکوت رقم می خورداینهمه هیاهو برای چیست
نمیدانم
کربلا را ببین...
هرچه صدا هست در جبهه یزید است

کربلاییان آرام جان می دهند



تاریخ : شنبه 11 دی‌ماه سال 1395 | 15:09 | نویسنده : روح الامین | نظرات (0)